مسجدسلیمان چیزی برای از دست دادن ندارد (2)

نخستين طرح ها براي ايجاد يك محدوده شهري و نيز مراحل بعدي توسعه شهر مسجدسليمان با نظر و تفكر انگليسي اجرا شده است، ( آيا درست است) متوليان توسعه شهر كه در واقع مديران شركت نفت ايران و انگلستان بودند چه شاخص هايي را براي توسعه شهر با توجه به كاركرد نفتي آن در نظر گرفتند و بحث پيرامون مزايا و معايب نوع طراحي آنها/ همچنين آيا شواهدي از شباهت ميان نوع طراحي شهري در مسجدسليمان با شهرهاي احداث شده توسط انگلستان در هند يا ساير مستعمرات بريتانيا در دست هست يا خير؟

اين درست است كه بنيان گذاران اين شهر مدرن در يكصد سال پيش، انگليسيها بودند. اما نكته جالب در اينجاست كه اولين بناي ساخته شده در شهر، كمپ مخصوص كارگران بختياري بوده است. تا قبل از اينكه چاه به نفت برسد، انگليسيها و كارگران در چادر زندگي مي كردند، وقتي اولين چاه به نفت رسيد و آرام آرام خيال ايشان از وجود نفت در منطقه راحت شد، در اولين گام براي كارگران اقدام به احداث كمپ نمودند، در گام بعدي نيز باشگاه كارگران راه اندازي شد. اين در حالي بود كه انگليسيها همچنان در چادر زندگي مي كردند. پس از آن بود كه كمپ انگليسيها احداث شد. در مواقع انگليسيهايي كه در بدو امر در اين منطقه شروع به فعاليت كردند از هوش و پشتكار بالايي برخوردار بودند و براي كارگران اهميت ويژه اي قائل مي شدند. بعضي از محققان يا نويسندگان معتقدند، ايجاد باشگاه كارگران صرفا" به منظور خالي كردن جيب ايشان بوده است، در حاليكه به اعتقاد من اين امر نشان از شناخت بالاي مديريت انگليسي است، حضور در منطقه بسيار گرم و خشك و كار طاقت فرسا، اگر توام با سرگرمي نباشد، قطعا" ايجاد بحران مي كند. اتفاقي كه ما امروزه در عسلويه به وضوح شاهد آن هستيم. وقتي مديريت انگليسي درپايي از ثروت را از دل اين سرزمين به تاراج مي برد، مطمئنا" نيازي به خالي كردن جيب كارگران نداشته است. اصولا" شركت شهرهايي مانند مسجدسليمان در طراحي با يك ويژگي اساسي روبرو هستند و آن جداسازي محلات از يكديگر است. اين جداسازي با توجه به ويژگيهاي شغلي و رده هر كدام مشاغل متفاوت است. هر چند كه اين مسئله در شركت شهرها ضروري و اجتناب ناپذير است. اما متاسفانه در مسجدسليمان باعث بروز اختلاف طبقاتي شديد شد. اين مسئله به شدت بر فرهنگ مردم تاثير گذار بوده است، بنحوي كه هم اينك نيز مي توان روحيه ضد طبقاتي و مبارزه با آن را در ميان مردم شهر به شكلي واضح مشاهده كرد. اين شكل از طراحي شهري را كه اصطلاحا" به شهرهاي استعماري معروفند، مي توانيم در اغلب شهرهاي كشورهاي مستعمره مشاهده كنيم. در ايران، شهر آبادان نيز محلاتي از اين دست دارد. اما در مسجدسليمان بواسطه اينك شهر از ابتدا با هدف توسعه نعت نفت، تاسيس گشت. تفكر طبقاتي به كل شهر تعميم داده شد. به حدي كه مثلا" كارگران نمي توانستند در محلات مديران حضور يابند، مگر با كسب مجوز. اصلا" حضور در خود مسجدسليمان به نوعي به مجوز احتياج داشت. چرا كه حضور نيروي انتظامي انگليسي در داخل شهر عملا" اختيار شهر را از دست مسئولين محلي گرفته بود. اما آنچه طراحي شهري مسجدسليمان را با ساير شهرهاي كشورهاي مستعمره متفاوت مي سازد، طراحي متناسب با توپوگرافي منطقه است. اگر به اين طراحي با دقت بيشتري نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه به نحو بسيار درخشاني از اختلاف ارتفاع موجود در شهر اتسفاده شده و چشم انداز هاي بسيار زيبايي در در اين شهر خلق نموده است. با اين همه، به جرات مي توان بگويم كه حتي انگليسيها نيز فاقد طراحي جامع براي اين شهر بودند، دليل اين امر خطي شدن مسجدسليمان است. اين شهر به طول 13 كيلومتر و به عرض تنها 1 كيلومتر آنهم در عريض ترين قسمت شهر، فرم بسيار نامناسبي را به عنوان يك شهر دارد. اينگونه فرم، حمل و نقل در شهر را در شهر مشكل ميسازد، علاوه بر آن در صورت بروز بحران، كنترل بحران را به شدت مشكل و حتي گاه غير ممكن مي نمايد. كما اينكه در جريان جنگ تحميلي اولين موشكي كه به شهر اصابت نمود و محور اصلي شهر را قطع كرد. در نتيجه، حجم تلفات به خاطر عدم امداد رساني سريع به آسيب ديدگان با ميزان زيادي افزايش يافت. لذا مي توان اينگونه استنباط نمود كه انگليسيها هرگز برنامه بلند مدتي براي حضور در اين شهر نداشتند و فقط مي خواستند تا آنجا كه مي توانند در اسرع وقت ثروت اين سرزمين را به تاراج ببرند.

 

الگوهاي بومي و سنتي معماري و شهرسازي ايراني تا چه خد در مسجدسليمان مجال و فرصت احداث يافت؟ آيا وجود مجاوراني همچون ايل بختياري توانست بخشي از فرهنگ ايراني را در صحنه معماري و شهرسازي مسجدسليمان پياده سازي كند؟ آيا نشانه هاي بارز شهرهاي ايراني آن عصر همچون كاروانسرا، حمام هاي عمومي، قهوه خانه ها، زورخانه، بازار، مسجد جامع و يا كوشك و ارگ در مسجدسليمان ايجادشد يا خير و اگر جواب خير است چرايي و دلايل عدم احداث آنها چيست؟ آيا ارتباطي با كاركرد نفتي شهر دارد؟

بايد اعتراف كنيم كه بر خلاف مناطق ديگر كشور مانند بوشهر يا حتي چابهار، كه معماري آنها با ورود خارجيان دچار تحول شد و تلفيقي از معماري ايراني و غربي را در آنها شاهد هستيم و بعضا" آثار بسيار زيبايي هم هستند، در مسجدسليمان به هيچ عنوان اثري از معماري يا شهرسازي ايراني نمي توان مشاهده نمو. فرم و شكل مساكن احداث شده كاملا" تيپ بوده و بصورت يكدست طراحي شده بودند. طرح منازل از تيپ (type) كه مختص مديران بود، شروع شده و تيپهاي متعددي را در بر مي گرفت، به گونه اي كه هم اينك يكي از محلات شهر بنام (G Type) شناخته مي شود، غالب اين منازل داراي سقف شيرواني و يا غير مسطح بودند و حتي براي تعمير آنها قطعات لازم از خارج وارد مي شد. تنها بخشي از مصالح سنگين مانند سنگ از داخل تامين مي شده است. بايد اذعان كنيم كه فرهنگ غربي تاثير به مراتب بيشتري بر روي بختياريها و سكنه شهر گذاشته تا فرهنگ بختياري بر روي غربي ها. اين تاثير به حدي است كه زيان دوم بسياري از آنها انگليسي شده است. بعنوان مثال در مسجدسليمان گاهي گروههايي از پيرمردان بختياري را مي بيند كه در گوشه اي نشسته اند و با هم انگلسيي صحبت مي كنند، در حاليكه خيلي از آنها حتي سواد خواندن و نوشتن ندارند. اسامي بسياري محلات نيز به زبان انگلسيي است. مانند كمپ كرسنت، اسكاچ، جي تايپ (G Type) ريل وي و ...

البته نبايد همواره به اين مسئله از ديدگاه منفي نگاه كرد، چرا كه بسياري از كارگران بختياري با آموختن زبان انگلسيي و حضور در كنار خارجيان توانستند به متخصصان بسيار ماهري تبديل شوند و بدين طريق بخش اعظمي از دانش نوين آن زمان را به كشور منتقل نمايند. يا حتي پرستاران متعددي كه در آموزشكده پرستاري آموزش ديدند نيز كمكهاي شاياني به افزايش سطح بهداشت عمومي منطقه رسانده اند.

از ميان عناصر شهري تنها مساجد بودند كه بدليل نياز اساسي مردم غالبا" در داخل محلات شكل گرفتند، و اين امر تا حدي شامل قهوه خانه ها هم شد، البته شهر داراي مسجد جامع نيز هست. طبعا" در ميان خارجياني كه نزديك به يك قرن در اين شهر حضور داشتند انسانهاي متعددي نيز يافت مي شد، از همين رو، در همان زمان شهر داراي كليسا هم بوده است. همچنين قبرستانهاي مجزا براي مسلمانان و مسيحيان در شهر وجود داشته است. اما به هر تقدير اين عناصر جزء عناصر اصلي شكل گيري اين شهر نبوده اند چون از ديدگاه طراحي شهري عناصر تاثير گذارتري ساختار اين شهر را شكل داده اند. اينكه چرا عناصر شهري ايراني، هويت اين شهر را شكل نداده اند، بيش از آنكه صنعت نفت مرتبط باشد به فرهنگ وارداتي غربي ارتباط دارد. چرا كه مسجدسليمان به عبارتي شهر اولين هاست. در حدود 76 اولين در مسجدسليمان وجود دارد كه در مقام مقايسه از ديد طراحي شهري اولين چاه نفت خاورميانه و اولين پالايشگاه نفت جزو كم اثرترين آنها به شمار مي آيند، اولينهايي مانند : اولين زمين فوتبال استاندارد، اولين استخر شنا استاندارد سرپوشيده، اولين زمين گلف، اولين بيمارستان فوق مدرن و خيلي اولين هاي ديگر، طبيعتا" وجود اين همه عناصر شهري خود باعث شده تا شهر با ماهيت فوق مدرن در زمان خود شكل گرفته و عملا" ساير عناصر شهري كه در همه شهرهاي ايران مشاهده ميشود تكراري به نظر برسند.

مسجدسلیمان چیزی برای از دست دادن ندارد (1)

بررسی گذشته ، حال و آينده اولين شهر نفتي ايران در گفتگو با پيام مهستي

هر مسئولي كه به مسجدسليمان آمد از ديدن اين شهر تاسف خورد

اشاره

صد سالگي نفت در ايرا ن گر چه في نفسه، تنها يك رويداد تقويمي است اما در ماهيت خود اين امكان را براي تحليل گران و نيز رسانه‌ها فراهم آورده است، تا زوايا و حواشي مختلف و بعضاً ناپيداي يك قرن حيات نفت در ايران را مورد واكاوي و تجزيه و تحليل قرار دهند. در ميان حاشيه‌هاي پر حرف و حديث تاريخ صد ساله نفت ايران، آنچه بر سر مسجدسليمان  به عنوان زادگاه نفت ايران و خاور ميانه گذشته است، بي شك از اهميت چشم افزايي برخوردار است، واقعيت اينجاست ، كه بررسي رخدادهاي تاريخ نفت ايران زمين با نام مسجدسليمان ممزوج شده و پيوند خورده است و بر همين اساس كاوش پيرامون چگونگي شكل گيري اين شهر و نيز سير تاريخي توام با فراز و فرود اين منطقه در صد ساله اخير به همراه دورنماي آتي آن مي‌تواند براي رصد احتمالات آينده صنعت نفت ايران بسيار مهم و حياتي باشد. براي بحث در مورد گذشته، حال و آينده مسجدسليمان به سراغ مردي رفتيم كه بي گمان وسيع‌ترين حوزه اطلاعات پيرامون شهر را دارا است. مهندس پيام مهستي، مديرعامل شركت مهندسي مشاور گردشگري - شهرسازي ((واسپور)) و مجري طرح جامع شهر مسجدسليمان است، گفت و گو با وي به دليل آنكه به روند تشكيل و مسير دگرگوني‌هاي تاريخي مسجدسليمان اشراف كامل دارد از جذابيت خاصي برخوردار است. مهندس پيام مهستي كارشناس ارشد شهرسازي است و نام وي در بيش از 10 پروژه طرح جامع شهري به چشم مي‌خورد. اين گفت و گو در چند بخش تهيه شده  كه اينك بخش نخست آن تقديم مي‌شود.

 

مسجدسليمان اولين شهر نفتي غرب آسيا و حوزه خليج فارس محسوب مي‌شود، شكل معاصر حوزه شهرنشيني در مسجدسليمان تا چه ميزان متاثر از وضعيت صنعت نفت بوده است؟ آيا كلني‌هاي شهرنشين در مسجدسليمان دهه 1290 شمسي و بعد از آن يكسره تحت تاثير فضاي كارگري بوده است؟

قبل از هر چيز بايد به چند نكته مهم در مورد تاريخ و موقعيت استقرار مسجدسليمان توجه كنيم . مطمئناً اگر بخواهيم براي ايجاد شهري جديد در منطقه خوزستان بدنبال زمين باشيم، به احتمال بسيار قوي منطقه مسجدسليمان در انتخابهاي ما جائي نخواهد داشت، چرا كه اين منطقه هيچگونه قابليت شهرنشيني ندارد. توپوگرافي شديد، شيب زياد اراضي، وجود پنج دره اصلي و هفت دره فرعي به همراه گرماي خشك و بسيار شديد هوا در 9 ماه از سال، همگي از دلايل مهم اثبات اين ادعاست. به منظور درك عيني‌تر خوانندگان از موقعيت اين شهر مي‌توانيم اينگونه مثال بزنيم كه: در يكي از مسيرهاي پرپيچ و خم جاده‌هاي شمال كشور با اين تفاوت كه از طرفي خشك بوده و از طرف ديگر گرماي جنوب را داشته باشد. شهري بزرگ در مقياس يكصد هزار نفر احداث نمائيم. با اين اوصاف، بسيار تعجب برانگيز است كه دقيقاً چنين منطقه‌اي در دو دوره تاريخي و مجزا از هم، مسكون و پرجمعيت گرديده است. اولين حضور جمعيت در منطقه پارسوماش (مسجدسليمان كنوني) به دوره‌اي باز مي‌گردد كه اين منطقه به دليل داشتن روغن مقدس دائم (قير يا نفتي كه به روي سطح زمين تراوش مي‌كند) از آتشكده‌اي هميشه جاويدان برخوردار بوده و حضور مردم در اين محل به دلايل مذهبي بوده است. اين منطقه پس از ورود اسلام به كشور به نام مسجدسليمان شناخته شد و آتشكده آن نيز تا زمان هارون الرشيد همچنان روشن بود . در دوره  هارون الرشيد با خاموش شدن آتشكده ، دليل اصلي سكونت از بين رفت و منطقه مسجدسليمان تا كشف نفت، براي قرون متمادي خالي از سكنه گرديد به همين دليل نيز زماني كه نفت در مسجدسليمان كشف و استخراج آن در منطقه آغاز شد، كليه ساخت و ساز ها تحت تأثير اين صنعت قرار گرفت. در ابتدا براي استقرار اقشار مختلف شاغل در اين صنعت، محلات مختلفي در منطقه طراحي و احداث شد كه شالوده ابتدايي مسجدسليمان را بعدها شكل داد. شايد به همين دليل است كه ما در كمتر شهري مي‌توانيم به اين صراحت التقاط ميان صنعت و بافت شهري را مشاهده كنيم. چنانكه تعداد مشاغل مختلف در صنعت نفت، تعداد محلات را در شهر رقم زده است، اگر چه مي‌توان در يك نگاه كلي محلات را به سه گروه كارگرنشين، كارمندي و مديران دسته‌بندي نمود . اين التقاط تا بدانجا گسترش دارد كه براي اولين بار جناب آقاي كمال اطهاري (كارشناس خبره اقتصاد شهري) اين شهر را به زيبايي يك ((شركت شهر مدنيت يافته ))معرفي نموده‌اند.

آرام آرام با توسعه بيشتر صنعت نفت و همزمان با آن شكل گيري محلات جديدتر در شهر، مردم عادي نيز به بهانه تامين مايحتاج كاركنان صنعت نفت در اطراف مناطق مسكوني اقدام به ايجاد بازار نمودند. اين بازارهاي محلي بعدها تبديل به محلات جديدتري شد كه بر عكس محلات اوليه فاقد هرگونه طرح قبلي بودند و كاملا" ارگانيك در بستر طبيعي و فوق العاده ناهموار منطقه شكل گرفتند. با توسعه بيشتر مسجدسليمان و احداث بيمارستان بسيار مجهز شركت نفت در آن، نقشهاي جانبي نيز به شهر اضافه گرديد، نمونه بارز و عيني آن آموزشگاه پرستاري شهر بود، كه به امر تعليم پرستاران اشتغال داشت. از همين رو محله جديدي مناسب با اين قشر در شهر ايجاد گرديد. پس از ملي شدن صنعت نفت در ايران، مسجدسليمان با كاهش توليد نفت مواجه شد، ضمن اينكه، استخراج از حوضچه هاي نفتي مشترك با كشورهاي همسايه در اولويت كار قرار گرفت، لذا اين شهر بار ديگر دليل اصلي وجودي خود را كم رنگ يافت. اما در سالهاي آخر حكومت پهلوي، مسجدسليمان با حضور قشر ديگري از جمعيت، يعني، ارتش و هوانيروز مواجه شد. البته وجود ويژگيهاي مشترك در نحوه اسكان ميان كاركنان صنعت نفت و ارتش باعث گرديد تا اين حضور روند قبلي شهر را بر هم نزند. چرا كه ارتش و صنعت نفت هر دو در اين شهر به صورت منظمي حضور داشتند و اسكان كاركنان هر دو گروه با در نظر گرفتن تمامي امكانات و خدمات عمومي مورد نياز و از پيش طراحي شده همراه بود. با توجه به آنچه كه در رابطه با بستر ناهموار طبيعي شهر در ابتدا عنوان شد، فرم اسكان و حضور در اين شهر مي بايست به همين شيوه يعني از پيش طراحي شده باشد. پس از انقلاب اسلامي، در گام اول، شهر شاهد خروج خارجيان بود و اندكي بعد با وقوع جنگ تحميلي كه استخراج و توليد نفت را به حداقل ممكن رساند، با حضور حداقل كاركنان شركت نفت نيز مواجه گرديد. اين وضعيت در شرايطي صورت گرفت كه برنامه هاي اسكان عشاير از يك سو و مهاجرت مردم از روستاها براي كسب امنيت از سوي ديگر باعث گرديد اين بار مسجدسليمان نه تنها خالي از جمعيت نشود، بلكه با يك جابجايي جمعيت مواجه شده و در نتيجه حتي با افزايش جمعيت نيز روبرو گردد. در اين وضعيت جديد تنها اشكال بوجود آمده اين بود كه مساكن موجود در شهر به هيچ عنوان تناسبي با نياز مهاجران و سكته جديد شهر نداشت. به همين دليل با مرور زمان و تثبيت استقرار ايشان، منازل شهر از شكل ابتدايي خود خارج شده و اشكال جديدي را منطبق با نيازهاي سكنه جديد به خود گرفتند. اين روندي است كه هم اينك نيز ادامه دارد. بنابراين، مي توان اينگونه نتيجه گيري نمود، شكل معاصر شهرنشيني در مسجدسليمان حاصل التقاط ساختاري مدرن اما قديمي و صد در صد منطق با صنعت نفت، با جامعه اي جديد است كه هيچ سنخيتي با اين صنعت نداشته و ندارد.

 

«بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند!»

 

 «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند» به قلم علی یعقوبی نژاد در موضوع های مختلف و مرتبط با نفت به وی‍‍ژه در منطقه عملیاتی مناطق نفتخیز جنوب با هدف نشان دادن گوشه هایی از فرهنگ جامعه نفتی و از آن چه در این سازمان عظیم کشور می گذشت در سال جاری همزمان با بزرگداشت یکصد سالگی نفت منتشر می شود.

نویسنده کتاب «بوی نفت می‌آید! انگلیسیها آمدند!» گفت: این کتاب به تعبیری ادامه کتاب پیشین « رئییس نفت » است که فصل آخر آن با خروج آخرین کارکنان انگلیسی از جزیره آبادان در زمان خلع ید خاتمه پیداکرده بود و با کودتای 28 مرداد به طور مجدد به ایران آمدند ،آغاز می شود.

علی یعقوبی نژاد تصریح کرد: در این کتاب موضوع های مختلف و مرتبط با نفت به وی‍‍ژه در منطقه عملیاتی مناطق نفت خیز جنوب با هدف نمایش ابعادی از فرهنگ جامعه نفتی و از آن چه در این سازمان عظیم کشور می گذشت و غارت اقتصادی وهجوم فرهنگی کنسرسیوم شرکت های نفتی چند ملیتی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 هجری شمسی تا سقوط رژیم شاهنشاهی است.

وی همچنین ادامه داد: در کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» به لزوم خودباوری ملی ودفاع از آرمان ها وارزش های والای حاکم بر جامعه به ویژه به هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که منجر به انهدام بسیاری ار تأسیسات و منابع نفتی ایران در جنوب و پایانه صادراتی جزیره خارگ اشاره هایی شده است.

وی با بیان این که کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» در ده فصل تنظیم شده است، اظهار داشت: اگر چه هر فصل می تواند به طور مجزا اطلاعات خاص خود را برای خواننده داشته باشد، اما در عین حال سعی شده است ارتباط موضوعی فصول کتاب تا حدودی حفظ شود.

وی در باره محتوی فصل های کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» توضیح داد: فصل نخست این کتاب با عنوان « سقوط غم انگیز » چکیده ای از نظرها و مطالب مختلف درباره علل سقوط نهضت ملی دکتر محمد مصدق است؛ فصل دوم کتاب به پدیده توده نفتی و مصطلح شدن این واژه در جامعه نفتی آن زمان می پردازد که در این زمینه تا اندازه ای کالبد شکافی شده است.

وی با بیان این که فصل سوم کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» به واقعیت های اجتماعی و فرهنگی اشاره دارد، اضافه کرد: این فصل کتاب در قلب معرفی دو کارمند سابق شرکت نفت که یکی از آنها جی کاک، رئیس اداره روابط و حفاظت شرکت سابق انگلیس و ایران بود و در جامعه نفت جنوب آن زمان از شهرت ویژه ای برخوردار بود، به بیان واقعیت های اجتماعی و فرهنگی می پردازد.

وی در باره فصل های چهارم و پنجم کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» تشریح کرد: در فصل چهارم نکته هایی در باره چگونگی شکل گیری کنسرسیوم بین المللی نفت و یا هفت خواهران نفتی در ایران مطرح شده است و در فصل پنجم نحوه ترویج و تأسیس شعبه های انجمن « شیرمردان وشیرزنان» با شعار مشکوک انسان دوستی و خدمتگزاری به بشریت که بی ارتباط با فراماسیونری نبود مطالبی درج شده است.

وی با بیان این که در فصل ششم کتاب اشاره کوتاهی به فعالیت رادیو نفت ملی درآبادان و برنامه های آن شده است، ادامه داد: در فصل هفتم کتاب نکته هایی در باره تنوع و نمونه های خانه های سازمانی شرکت نفت در جنوب و اثر آن برکارکنان و فرهنگ سازمانی شرکت تشریح و بررسی شده است.

وی یادآور شد: در فصل هشتم فعالیت های صنعت نفت در جنوب و توسعه تأسیسات صادرات نفت در جزیره خارگ با عنوان و درقالب شخصیت فرحان تفصیل شده است و در فصل نهم با عنوان « دروازهای تمدن بزرگ ایران » به بعضی از فعالیت ها و توسعه تأسیسات نفتی اشاره دارد که شاه به زعم خود برای رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ ایران خیال اندیشی کرده بود و از سقوط این دروازهای خود بزرگ بینی او حکایت دارد.

وی با اشاره به محتوی فصل نهم کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!»، بیشترین منافع در ایجاد و توسعه تأسیسات نفتی را نصیب شرکت های خارجی خواند و ادامه داد: برای مثال توسعه و ایجاد بزرگترین اسکله صادرات نفت جهان درخارگ که ظرفیت پهلودهی بزرگترین نفتکش ها را داشت و مجری آن نیز خارجی ها بودند، وسیله ای برای غارت بیشتر نفت و منابع هیدروکربوری مملکت بود؛ به این اسکله در زمان جنگ تحمیلی آسیب های فراوانی وارد شد که هزینه بازسازی آن سرسام آور بود.

وی با تأکید بر این که خارجی ها بیشترین منفعت را از توسعه تأسیسات نفتی ایران کسب می کردند، افزود: ایجاد خط لوله سراسری گاز برای صدور گاز به شوروی سابق آن هم با آن مبلغ ناچیز برای هر فوت مکعب گاز، در واقع باجی بود که به علت عدم استقلال سیاسی مملکت به همسایه شمالی داده می شد؛ کارخانه لوله سازی اهواز را از غرب خریدند و ورق های فولادی تولید لوله را نیز از برزیل و آرژانتین و کشورهای اقمار آمریکا خریداری کردند تا خط لوله گاز شوروی را احداث کنند.

وی با اشاره به این که فصل دهم کتاب «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند» با عنوان «جنگ نفت» است، توضیح داد: فصل آخر این کتاب با مسائل جنگ تحمیلی آغاز شده است که تصویری از مشکلات صدور نفت از جزیره خارگ و بمباران بدون وقفه آن جزیره استراتژیک در طول هشت سال دفاع مقدس است.

وی همچنین در باره کتاب «رئیس نفت» توضیح داد: این کتاب در ده فصل تنظیم شده و شامل مراحل مختلف فعالیت های اکتشاف و تولید نفت در جنوب غربی ایران از زمان کسب نخستین امتیازهای نفتی در سال 1872 میلادی است.

وی ادامه داد: رئیس نفت گذری کوتاه بر تاریخ نفوذ انگلیسی ها در ایران به ویژه در خلیج فارس، کاوش و استخراج نفت تا مراحل احداث نخستین خط لوله نفت، وقایع مرتبط با آبادان و مناطق نفت خیز در طول جنگ بین الملل اول و دوم، ساختار طبقات زیر زمینی از جنبه زمین شناسی، چگونگی ایجاد و تأسیس پالایشگاه آبادان و توسعه مناطق نفت خیز است.

وی افزود: در کتاب رئیس نفت همچنین تشریح نخستین آتش سوزی عمده یکی از چاه های نفت و نحوه مهار و خاموش کردن آن، خروج انگلیسی ها از ایران به هنگام ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 و خلاصه ای از قراردادهای نفتی ایران به همراه اسامی برخی شخصیت ها، کارشناسان شرکت نفت سابق ایران و انگلیس درج شده است.

نویسنده کتاب «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند!» یادآوری کرد: به طور کلی این کتاب مروری کلی بر حوادث و اتفاق های کلیدی در صنعت نفت جنوب از کودتای 28 مرداد 1332 تا ایام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با محوریت موضوع های نفتی است که مؤلف خود از نزدیک شاهد آن بوده است.

علی یعقوبی ن‍‍ژاد متولد سال 1324 اهواز، دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد (MBA) از دانشگاه صنعت نفت با گرایش سازماندهی و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی با گرایش تولید و عملیات از دانشگاه آزاد اسلامی است.

وی دارای 40 سال سابقه کار در بخش های مختلف صنعت نفت در مناطق نفت خیز جنوب است و به طور عمده در اداره کل امور سازمانی و بهره وری مناطق نفت خیز جنوب انجام وظیفه کرده که آخرین سمت وی مدیر آموزش، فنون و تکنولوژی شرکت ملی نفت ایران بوده است.

وی افزون بر تألیف کتاب های «رئیس نفت» و «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند!» به کار ترجمه نیز می پردازد و دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی و مدرک اطلاع رسانی و کتابداری از دانشگاه تهران است.

یعقوبی نژاد عضو یکی از خانواده های قدیمی نفت است به طوری که پدر بزرگ او نخستین اپراتور خط لوله نفت مسجد سلیمان – آبادان در ناحیه تلمبه خانه بین آب گنجی و اهواز بوده است؛ وی همچنین آرشیو شخصی ارزنده ای از عکس های قدیمی نفت و کتاب های منتشر شده در زمینه نفت دارد.