مسجدسلیمان چیزی برای از دست دادن ندارد (2)
نخستين طرح ها براي ايجاد يك محدوده شهري و نيز مراحل بعدي توسعه شهر مسجدسليمان با نظر و تفكر انگليسي اجرا شده است، ( آيا درست است) متوليان توسعه شهر كه در واقع مديران شركت نفت ايران و انگلستان بودند چه شاخص هايي را براي توسعه شهر با توجه به كاركرد نفتي آن در نظر گرفتند و بحث پيرامون مزايا و معايب نوع طراحي آنها/ همچنين آيا شواهدي از شباهت ميان نوع طراحي شهري در مسجدسليمان با شهرهاي احداث شده توسط انگلستان در هند يا ساير مستعمرات بريتانيا در دست هست يا خير؟
اين درست است كه بنيان گذاران اين شهر مدرن در يكصد سال پيش، انگليسيها بودند. اما نكته جالب در اينجاست كه اولين بناي ساخته شده در شهر، كمپ مخصوص كارگران بختياري بوده است. تا قبل از اينكه چاه به نفت برسد، انگليسيها و كارگران در چادر زندگي مي كردند، وقتي اولين چاه به نفت رسيد و آرام آرام خيال ايشان از وجود نفت در منطقه راحت شد، در اولين گام براي كارگران اقدام به احداث كمپ نمودند، در گام بعدي نيز باشگاه كارگران راه اندازي شد. اين در حالي بود كه انگليسيها همچنان در چادر زندگي مي كردند. پس از آن بود كه كمپ انگليسيها احداث شد. در مواقع انگليسيهايي كه در بدو امر در اين منطقه شروع به فعاليت كردند از هوش و پشتكار بالايي برخوردار بودند و براي كارگران اهميت ويژه اي قائل مي شدند. بعضي از محققان يا نويسندگان معتقدند، ايجاد باشگاه كارگران صرفا" به منظور خالي كردن جيب ايشان بوده است، در حاليكه به اعتقاد من اين امر نشان از شناخت بالاي مديريت انگليسي است، حضور در منطقه بسيار گرم و خشك و كار طاقت فرسا، اگر توام با سرگرمي نباشد، قطعا" ايجاد بحران مي كند. اتفاقي كه ما امروزه در عسلويه به وضوح شاهد آن هستيم. وقتي مديريت انگليسي درپايي از ثروت را از دل اين سرزمين به تاراج مي برد، مطمئنا" نيازي به خالي كردن جيب كارگران نداشته است. اصولا" شركت شهرهايي مانند مسجدسليمان در طراحي با يك ويژگي اساسي روبرو هستند و آن جداسازي محلات از يكديگر است. اين جداسازي با توجه به ويژگيهاي شغلي و رده هر كدام مشاغل متفاوت است. هر چند كه اين مسئله در شركت شهرها ضروري و اجتناب ناپذير است. اما متاسفانه در مسجدسليمان باعث بروز اختلاف طبقاتي شديد شد. اين مسئله به شدت بر فرهنگ مردم تاثير گذار بوده است، بنحوي كه هم اينك نيز مي توان روحيه ضد طبقاتي و مبارزه با آن را در ميان مردم شهر به شكلي واضح مشاهده كرد. اين شكل از طراحي شهري را كه اصطلاحا" به شهرهاي استعماري معروفند، مي توانيم در اغلب شهرهاي كشورهاي مستعمره مشاهده كنيم. در ايران، شهر آبادان نيز محلاتي از اين دست دارد. اما در مسجدسليمان بواسطه اينك شهر از ابتدا با هدف توسعه نعت نفت، تاسيس گشت. تفكر طبقاتي به كل شهر تعميم داده شد. به حدي كه مثلا" كارگران نمي توانستند در محلات مديران حضور يابند، مگر با كسب مجوز. اصلا" حضور در خود مسجدسليمان به نوعي به مجوز احتياج داشت. چرا كه حضور نيروي انتظامي انگليسي در داخل شهر عملا" اختيار شهر را از دست مسئولين محلي گرفته بود. اما آنچه طراحي شهري مسجدسليمان را با ساير شهرهاي كشورهاي مستعمره متفاوت مي سازد، طراحي متناسب با توپوگرافي منطقه است. اگر به اين طراحي با دقت بيشتري نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه به نحو بسيار درخشاني از اختلاف ارتفاع موجود در شهر اتسفاده شده و چشم انداز هاي بسيار زيبايي در در اين شهر خلق نموده است. با اين همه، به جرات مي توان بگويم كه حتي انگليسيها نيز فاقد طراحي جامع براي اين شهر بودند، دليل اين امر خطي شدن مسجدسليمان است. اين شهر به طول 13 كيلومتر و به عرض تنها 1 كيلومتر آنهم در عريض ترين قسمت شهر، فرم بسيار نامناسبي را به عنوان يك شهر دارد. اينگونه فرم، حمل و نقل در شهر را در شهر مشكل ميسازد، علاوه بر آن در صورت بروز بحران، كنترل بحران را به شدت مشكل و حتي گاه غير ممكن مي نمايد. كما اينكه در جريان جنگ تحميلي اولين موشكي كه به شهر اصابت نمود و محور اصلي شهر را قطع كرد. در نتيجه، حجم تلفات به خاطر عدم امداد رساني سريع به آسيب ديدگان با ميزان زيادي افزايش يافت. لذا مي توان اينگونه استنباط نمود كه انگليسيها هرگز برنامه بلند مدتي براي حضور در اين شهر نداشتند و فقط مي خواستند تا آنجا كه مي توانند در اسرع وقت ثروت اين سرزمين را به تاراج ببرند.
الگوهاي بومي و سنتي معماري و شهرسازي ايراني تا چه خد در مسجدسليمان مجال و فرصت احداث يافت؟ آيا وجود مجاوراني همچون ايل بختياري توانست بخشي از فرهنگ ايراني را در صحنه معماري و شهرسازي مسجدسليمان پياده سازي كند؟ آيا نشانه هاي بارز شهرهاي ايراني آن عصر همچون كاروانسرا، حمام هاي عمومي، قهوه خانه ها، زورخانه، بازار، مسجد جامع و يا كوشك و ارگ در مسجدسليمان ايجادشد يا خير و اگر جواب خير است چرايي و دلايل عدم احداث آنها چيست؟ آيا ارتباطي با كاركرد نفتي شهر دارد؟
بايد اعتراف كنيم كه بر خلاف مناطق ديگر كشور مانند بوشهر يا حتي چابهار، كه معماري آنها با ورود خارجيان دچار تحول شد و تلفيقي از معماري ايراني و غربي را در آنها شاهد هستيم و بعضا" آثار بسيار زيبايي هم هستند، در مسجدسليمان به هيچ عنوان اثري از معماري يا شهرسازي ايراني نمي توان مشاهده نمو. فرم و شكل مساكن احداث شده كاملا" تيپ بوده و بصورت يكدست طراحي شده بودند. طرح منازل از تيپ (type) كه مختص مديران بود، شروع شده و تيپهاي متعددي را در بر مي گرفت، به گونه اي كه هم اينك يكي از محلات شهر بنام (G Type) شناخته مي شود، غالب اين منازل داراي سقف شيرواني و يا غير مسطح بودند و حتي براي تعمير آنها قطعات لازم از خارج وارد مي شد. تنها بخشي از مصالح سنگين مانند سنگ از داخل تامين مي شده است. بايد اذعان كنيم كه فرهنگ غربي تاثير به مراتب بيشتري بر روي بختياريها و سكنه شهر گذاشته تا فرهنگ بختياري بر روي غربي ها. اين تاثير به حدي است كه زيان دوم بسياري از آنها انگليسي شده است. بعنوان مثال در مسجدسليمان گاهي گروههايي از پيرمردان بختياري را مي بيند كه در گوشه اي نشسته اند و با هم انگلسيي صحبت مي كنند، در حاليكه خيلي از آنها حتي سواد خواندن و نوشتن ندارند. اسامي بسياري محلات نيز به زبان انگلسيي است. مانند كمپ كرسنت، اسكاچ، جي تايپ (G Type) ريل وي و ...
البته نبايد همواره به اين مسئله از ديدگاه منفي نگاه كرد، چرا كه بسياري از كارگران بختياري با آموختن زبان انگلسيي و حضور در كنار خارجيان توانستند به متخصصان بسيار ماهري تبديل شوند و بدين طريق بخش اعظمي از دانش نوين آن زمان را به كشور منتقل نمايند. يا حتي پرستاران متعددي كه در آموزشكده پرستاري آموزش ديدند نيز كمكهاي شاياني به افزايش سطح بهداشت عمومي منطقه رسانده اند.
از ميان عناصر شهري تنها مساجد بودند كه بدليل نياز اساسي مردم غالبا" در داخل محلات شكل گرفتند، و اين امر تا حدي شامل قهوه خانه ها هم شد، البته شهر داراي مسجد جامع نيز هست. طبعا" در ميان خارجياني كه نزديك به يك قرن در اين شهر حضور داشتند انسانهاي متعددي نيز يافت مي شد، از همين رو، در همان زمان شهر داراي كليسا هم بوده است. همچنين قبرستانهاي مجزا براي مسلمانان و مسيحيان در شهر وجود داشته است. اما به هر تقدير اين عناصر جزء عناصر اصلي شكل گيري اين شهر نبوده اند چون از ديدگاه طراحي شهري عناصر تاثير گذارتري ساختار اين شهر را شكل داده اند. اينكه چرا عناصر شهري ايراني، هويت اين شهر را شكل نداده اند، بيش از آنكه صنعت نفت مرتبط باشد به فرهنگ وارداتي غربي ارتباط دارد. چرا كه مسجدسليمان به عبارتي شهر اولين هاست. در حدود 76 اولين در مسجدسليمان وجود دارد كه در مقام مقايسه از ديد طراحي شهري اولين چاه نفت خاورميانه و اولين پالايشگاه نفت جزو كم اثرترين آنها به شمار مي آيند، اولينهايي مانند : اولين زمين فوتبال استاندارد، اولين استخر شنا استاندارد سرپوشيده، اولين زمين گلف، اولين بيمارستان فوق مدرن و خيلي اولين هاي ديگر، طبيعتا" وجود اين همه عناصر شهري خود باعث شده تا شهر با ماهيت فوق مدرن در زمان خود شكل گرفته و عملا" ساير عناصر شهري كه در همه شهرهاي ايران مشاهده ميشود تكراري به نظر برسند.
در انتظار تو