" موکیش دومین شادینه بیت بُنه وار "
بیت بند سردیارم :
بیت بَندون " بُنه وار" مندیر چپه ای ز گُل بیتاته تا به وِرازنه بیت تیاری نه ز تو وه گُلال شادینه ی بیت
فراخوان دومین جشنواره شعر بُنه وار
جشنواره شعر بُنه وار چشم به راه گلدسته ای از گُلسروده های شماست تاکاکُل جشنواره شعر اش را با آن آذین ببندد.
جهت شرکت دراین جشنواره می توانید سروده های لُری خود را با موضوع آزاد و با زبان مادری حداکثر تا25/11/1387 به نشانی:
اهواز : زیتون کارمندی خیابان فاطمی بین زمزم و زمرد پلاک 115 واحد 11 دبیرخانه جشنواره شعر بُنه وار ارسال فرمایند.
از دو سروده ی ارسالی پس از برگزیدن یکی از آنها خوانده می شود
مندیر برچ زیدن آستاره ی وجودتیم مِنه بُنه وارجایگاه برگزاری
روستای رهدار کیلومتر 27 جاده ی شوشتر - مسجدسلیمان
مجال : آدینه 2 فروردین 1388 ساعت 14
مروری بر کتاب " مسجدسليمان ، نيم قرن چپاول
"اين كتاب مروري است بر وقايع منطقه "مسجد سليمان"، از ابتداي استخراج نفت در ميدان نفتون تا پيروزي انقلاب، كه طي آن، رويدادها و جريانهاي مرتبط با منطقه مذكور در سطح محلي، ملي و بينالمللي بازگو ميشود .مؤلف در مقدمه كتاب تصريح ميكند سعي او بر اين بوده كه "بتواند پرده از چگونگي نفوذ و اعمال سياستهاي استعمارگرانه قدرتهاي صنعتي آن دوره و جنايات بيشماري كه در حق مردم اين سرزمين انجام شده برداشته و در مقابل به معرفي مبارزات آزاداي خواهانه مردم محروم اما بلند همت مسجد سليمان بپردازد كه متاسفانه گاهي نيز با ترفند همان استعمارگران رو در روي برادران خود صفآرايي كردهاند .
كتاب با اين موضوعات تدوين شده است:
در صفحات پاياني کتاب فهرست منابع، عكسهايي از مسجد سليمان ، تصاويري از فعاليتهاي اكتشافي نفت و شخصيتهاي سياسي و مبارزات مردم اين شهر به چاپ رسيده است .
این مطلب را سال گذشته در وبلاگ گذاشته بودم که در آن زمان مناسبتی با محرم نداشت . اکنون با توجه به ایام سوگواری سالار شهیدان بی مناسبت ندیدم که باز خوانی مجددی بر این مطلب داشته باشم .
شعر و موسيقي ، در قوم بختياري از جايگاه ويژه اي برخوردار و برگرفته از زندگي پر تلاطم اين
قوم است كه غم ها و شاديها ، بايدها و بودن هايش را از اين طريق و در قالب هاي مختلف ابراز
مي دارد .
نوحه و نوحه سرايي در مدح و عزاي حضرت امام حسين (ع) هر چند در ايران داراي قدمتي ديرينه
است ولي در قوم بختياري احتمالا از دوره صفويه رايج شده است .
بر اساس نقل قول هاي سينه به سينه كه از گذشتگان روايت شده مراسم عزاداري حضرت
ابا عبدالله در ميان قوم بختياري از قديم رايج بوده ولي مبداء و تاريخ مشخصي از چگونگي آن در
دست نيست .
اكثر بزرگان طوايف بختياري از اسلاف و نياكان خود نقل مي كنند كه اين مراسم در اقوام بختياري
بصورت سنتي و با توجه به بضاعت هر طايفه اجرا مي شود . از ويژگيهاي برجسته مراسم
عزاداري در قوم بختياري نوحه سرايي به زبان محلي آنهم با استفاده از اشعاري بسيار ساده است.
معمولا در روستاها كسي كه سواد دارد ( ملا ) وظيفه نوحه سرايي و نوحه خواني را به عهده
دارد و بديهي است كه يكي از مولفه هاي مهم در نوحه خواني صداي خوش نيز هست .
يكي ديگر از ويژگيهاي مراسم عزاداري امام حسين (ع) در بختياري اين است كه نوحه سرا اشعاري
را با صداي حزن آلود مي خواند و بقيه مردم (زن و مرد ، بزرگ و كوچك ) بر سر و سينه مي زنند و
به روستاهاي مجاور مي روند و اهالي روستاي ميزبان با ذبح گوسفند از عزاداران پذيرايي مي كنند.
كليت اشعاري كه در نوحه سرايي استفاده مي شود بيانگر مظلوميت شهداي كربلا است.
نمونه اي از اشعار و نوحه هاي رايج كه هنوز هم در بعضي از مناطق از آنها استفاده مي شود بشرح
زير است :
شتر ايا ، هزار هزار
سرسون بدست مرغزار
***
شتر ايا ، حري حري
سر سون بدست ماه پري
***
شق شق شمشير ايا
ز آسمون تير ايا
***
داك پيرم دور خيمه ها
رود رود كنه تا خيمه جا
***
حسن اگو مو ايميرم
حسين اگو داك پيرم
***
شير اويد ، شير اويد
صداي زنجير اويد
***
حسن حسينم نو دوا
چي گل در اويد به هوا
***
حسن حسينم نازنين
چي گل دراويد ز زمين
***
اي شتر چه بارته
رختا حسين سربارته
***
رختا حسين چلواريه
درخت ايما مرواريه
بدرستي مي توان سادگي ، صداقت و صفاي مضامين پاك و بدون تكلف عشاير را در اين اشعار
مشاهده نمود .
در ميان روستائيان را ه اندازي دسته هاي سينه زني بيشتر متداول است و امكانات لازم براي
زنجير زني تقريبا وجود ندارد، ولي در روستاها ي بزرگ كه جمعيت آنها بيشتر است مراسم
سينه زني و زنجير زني تواما برگزار مي شود .
براي زنجير زني نيز معمولا از نوحه هاي زير استفاده مي كنند:
اي ابوالفضل ، تو بيو منديرتم
خوت خه دوني هر دمون منه ويرتم
***
آسمون تش نها به صحرا ، ان اسوسه كربلا
خاك و خين آغشته وابيد ، نيده ره عباس بيا
***
بخت بد ره بم بده ، تا كه ابوالفضلم بيا
تشنه لو مندير اصغر ، تا كه عباسم بيا
داستان یادواره ی شرکت ملی حفاری وراه نیافتن برخی همتباران چوغا پوش به آن گردهمایی را که موجب دلخوری وگله گذاری شماری وعصبانیت وبرخورد خشن شماری دیگر
از همتباران شده است را ،تا کنون بسیاری شنیده اند . بدور از داوری در باره ی آن پیشامد ،پرداختن به موضوع لباس قومی وجایگاه ان در مناسبات اجتماعی وفرهنگی وبویژه جایگاه چوغا (چوقا هم می نویسند اما همه چوغا می خوانند.) و اینکه لباس می تواند مقدس باشد و....می تواند بسیار جذاب ودلکش باشد.در مورد لباس وتاریخ وتغییر وتحول ان در جهان وایران گرامی نوشته های بسیاری –در زبان فارسی-وجود دارد که به پرسش های خواننده پاسخ درخور میدهند .
در باره ی لباس لر وبختیاری پژوهش مستقلی ندیده ام اما برخی مسافران وپژوهشگران در کنار کارهای دیگر خود که گاهی بسیار ارزنده نیز می باشند ، به لباس این قوم هم اشاره ها دارند. اما پیش از پرداختن به آنها به نینیم فرهنگ ها وواژه نامه ها در این مورد –در باره ی چوغا ومعنی ان –چه نوشته اند. چوخا /چوخه /چوغه / چوغا / : دهخدا – معین –فرهنگ بهدینان – فرهنگ لری ایزد پناه – واژه نامه ی همزبانان ،محمد آصف فکرت از افغانستان – و...دیده شده اند که معنا های ارائه شده بشرح زیر است :
جامه ای پشمین که نوعی از لباس فقیران است.
که در تبرستان بافته میشود وانرا چوخه گویند.
قسمی جامه ی پشمی خشن که از مازندران آرند وروی دیگر جامه ها پوشیده می شود.
که هنوز معمول است وعربها به ان جوخ گویند.
در استی به ان چوغه یا نیم تنه ی قفقازی گویند.
در گیلکی نیم تنه ی بدون دوخت وبدون استین که گله بانان وساربانان پوشند.
در ترکی چوغا گویند.( جامه ی پوستین )
جامه ی پشمین که راهبان نصاری پوشند.
نوعی از پوشش کوتاه که در هند جوکیان پوشند وبه ان کفتها می گویند.
پالتو ( در گویش دری افغانستان )
و این هم بیتی از خاقانی شاعر معروف:
مرا بینند در سوراخ غاری شده مولوزن وپوشیده چوغا
به طوری که دیده میشود چوغا در همه جای ایرانزمین وهمسایه هایش وجود داشته ولباسی بوده است که بر روی سایر لباسها پوشیده میشده ونامی به تقریب مشابه داشته است واز دارا وندار وروحانی از ان بهره می برده اند از انجمله چوپانان وبرزگران.هرچند از لر وبختیاری نامی در فرهنگ ها برده نشده است –جز فرهنگ لری-اما در این قوم هم نه از دیرباز که از زمانی نزدیک کاربرد داشته است اما لباس کار بوده است تا لباس رسمی که به تحقیق وبا اندکی اختلاف در بیشتر ولایت های ایران پوشیده می شده است.شاید بتوان گفت لباسی واداتی بوده است واز جاهای دیگر به میان اقوام لر امده وپذیرفته شده است.این لباس در عکس ها وتصویر های باز مانده از 200 تا 100 سال پیش دیده نمی شود. حتا در عکس ها مانده از دوران مشروطه نیز چوغا در تن افراد بزرگ وکوچک –دیده نمیشود.تنها در برخی عکسهای سالهای اغازین نفت برتن برخی کارگران –به تعداد اندک-چیزی شبیه چوغا ی امروزی را می توان مشاهده نمود.در کتاب رییس نفت عکسی مربوط به سال 1914 در صفحه ی 140 چاپ شده است که به روشنی چوغارابرتن یک نفر از 5 کارگری که در عکس دیده میشوند ،می توان دید.
اینک ببینیم جهانگردان ومسافران بویژه فرنگی ها درباره ی لباس بختیاری وچوغا چه نوشته اند.
هیچ یک از مسافرانی که در سده ی 19 وپیش ازان از بختیاری دیدن کرده ودرباره ی لباس مردان مطلب نوشته اند اشاره ای به چوغا نکرده اند.
هانری رنه دالمانی درسفرنامه ی خود" از خراسان تا بختیاری " که در سال های پس ازسال 1890 نگاشته است پس از وصف لباس مردوزن بختیاری در باره ی لباس مردان می نویسد :اینک ودر مقایسه ی انچه از گفته ها وتصویر ها در گذشته از لباس مردان بختیاری شنیده ودیده ایم لباس ها زشت تر شده اند.
خانم ایزابلا بیشاپ هم که نکته های بسیار درباره ی فرهنگ ودانش وبینش بختیاری نوشته است در شرح لباس خان می نویسد.....کلاه سفید نمدی ،ارخالق بلند سبز بامیله های ابی ،تن پوش زرد رنگ از شال کشمیر درزیر قبا ویک شلوار دبیت سیاه رنگ فراخ. ایشان نیز اشاره ای به چوغا نمی کند.
-لایارد وپیش از او راولینسن نیز ، که زوتتر از دیگران به سرزمین لر وبختیاری پا گذاشته بودند نیز از چوغا چیزی نمی گویند.
اما ژان پیر دیگار که به نوشته ی دکتر محمد حسین پاپلی یزدی در پیشگفتار کتاب فنون کوچ نشینان بختیاری اثر دیگار-"به ایران عشق می ورزد وبه ایلات بختیاری عشقی دوچندان دارد وتا آنجا علاقه ی خود را پیش برده که همسر خودرا نیز از دختران با سواد لر انتخاب کرده .." بیشترین مطلب را در باره ی چوغا دارد. وی پس از شرحی بلند از چوقا وانواع آن وطرز بافت و اینکه چوغا لیواسی یا بهترین نوع چوغا در لرستان بافته میشود ودر روستای لیواس ، می نویسد "چوغا...فقط از زمان سلطه ی رضا شاه در بختیاری ها معمول شده وبدون تردید جایگزین پوشاک ازبین رفته ی خودشان شده است.مسافران قدیمی از ان صحبتی نمی کنند .در تمام اسناد بجا مانده از انها ،بختیاری ها قبا پوشیده اند ...این قبا که درسراسر ایران متداول بوده است از اوایل قرن حاضر کاملن از بین رفته است."
شوربختانه اشاره ای به جایگاه وپایگاه اصلی چوغا نمی شود.آیا لیواس؟ پایگاه چوغا نیست؟
درپایان اشاره می شود که لباس نمی تواند مقدس باشد بوِیژه که آلوده می شود وکهنه وپوسیده واز بین میرود! اما می شود گفت که گاهی لباس یا هر چیز دیگر، نماد می شود که در این صورت مورد احترام، واینجاست که هم صاحبان لباس نماد شده وهم دیگران باید پاسدار حرمت آن باشند.
سحرگاه ديشب ، به وقت كبيركوه / صدا وسيماي لر/ پوشيدن شال وستره را محكوم كرد ! ، قيقاچ ممنوع است ، مرگ بر گلوني ، درود بر برنج كمال ملكي !
بازهم بايد لر شوم وبا تيغه تيز تبرها عقد اخوت ببندم / بازهم بايد مواظب باشم / دوباره ابراهيم خان كلانترها / پشت دروازه هاي شيراز به كمين خيانت نشسته اند. امروز نمي دانم چرا « مليچه » هاي اين حوالي ، همه خواهران شيرين زبان من شده اند ./ سحرگاه ديشب ، به وقت كبيركوه / صدا وسيماي لر/ پوشيدن شال وستره را محكوم كرد ! ، قيقاچ ممنوع است ، مرگ بر گلوني ، درود بر برنج كمال ملكي !
قدم خير امروز به جاي گيوه كفش هاي چق چقه دار پوشيده ، وبا وزش باد هاي سرد زمستاني / « ترخينه » بار نميگذارد / ديگر نيمروزها بوي تژگاه ونان وخاطره / ازمنزل قدم خير بلند نميشود . تا بخواهي بوي تند خمير ماكاروني است وپيتزا ، واسانس عصاره بزغاله اليت ! / قدم خيرديگرعاشقانه ترين انحناي قلب خود را/ براي هيچ پسري از ايل باز نميگذارد وپر است از شقاوت ونيرنگ !
متن کامل این نوشتار: http://balabarz.blogfa.com/post-44.aspx
شنيدم به تني چند از مردان لُر بختياري كه با لباس بختياري خواست حضور در مراسمي را داشتند، اجازه ورود ندادهاند. از اين واقعه ناراحت شدم و وقتي جوابيه مسئول روابط عمومی شرکت حفاری را خواندم فراوان بر ناراحتيام افزوده شد. سوالاتي در اين جوابيه آمده بود و نوشتار زير پاسخ آن است.
مراسمي رسمي، جامهاي سنتي
قال رسول الله (ص): «حبّ الوطن من الايمان»
شنيدم تني چند از مردان لُر بختياري كه با لباس بختياري خواست حضور در مراسمي را داشتند، اجازه ورود ندادهاند. از اين واقعه ناراحت شدم و وقتي جوابيه مسئول روابط عمومی شرکت حفاری را خواندم فراوان بر ناراحتيام افزوده شد. سوالاتي در اين جوابيه آمده بود و نوشتار زير پاسخ آن است:
"انصافاً آيا جايي براي حضور چهارنفر با لباس بختياري در آئين پيش گفته وجود داشت؟ اصولاً چه سنخيتي بين بودن با اين لباس و مراسم مذكور وجود دارد؟ ... مگر مراسم رسمي و اداري يك سازمان يا شركت، سينما، تئاتر و جشن همگاني است كه هر كس با هر وضع و كيفيتي كه دوست داشت به آن ورود كند . شما در كدام مراسم رسمي و اداري شركتها ، وزارت خانهها و سازمانهاي ديگر حضور داشته ايد كه اين دومي باشد؟"
ناله هاي <كوگ تاراز >
و <هيجار> مردان ايل
در كوچ تاريخ
حسين را
به <هياري >
تمنا مي كنند
ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع)تسلیت باد
برخي از ما با حقيقت اين گونه ايم ، قهر ، هرچه سرك مي كشد و خود مي نمايد ، حتي گاهي سر راهمان را مي گيرد سلامي مي كند ، جواب نمي دهيم ، انگار عهد بسته ايم با او در يك جا نباشيم . انگار حقيقت موظف است به كوچكي در برابر ما ، و ما را جست و جوي حقيقت در دستور كار نيست .
اما ديگران مدام در جستجوي حقيقت اند ، خود را با حقيقت برادر مي دانند ، حقيقت را فقط وقتي نمي خواهند كه به تحسينشان مي آيد . هم از اين رو اين همه با هم دشمن نيستند . اين همه دور ازهم ، اين همه در رويا و اين همه در غوغا نيستيد .
زمان هاي زيادي را از دست مي دهيم تا ديوارهاي خودكشيده و خودساخته فرو ريزد، ديوارهاي وهمي كه بين خود و حقيقت كشيده ايم .
باري بگذريم غرض اين است كه اول دي ماه امسال (87) مثل 28 سال گذشته ، آئين ويژه اي بمناسبت سي امين سالروز تاسيس شركت ملي حفاري در اهواز برگزار شد .
28 سال اين مراسم در اهواز برگزار ميشود كه 24 سال آنرا بنده توفيق داشته ام كه بعنوان مسئول روابط عمومي مراسم مذكور را برنامه ريزي و اجرا نمايم .
امسال هم مراسم اول دي ماه تقريباً بسان سالهاي پيش با حضور مديران ارشد وزارت نفت و بيش از 17 تن از اعضاء كميسيون نفت وانرژي مجلس شوراي اسلامي (البته همواره عليرغم دعوت ، در غياب جناب آقاي دكتر رضايي نماينده شهرمان ) ، امام جمعه اهواز ، استاندار خوزستان ، اعضاء شوراي شهر اهواز ،فرماندار اهواز ، فرماندهان لشكري ، مديران مناطق و شركت هاي نفتي سراسر كشور ، در تالار اجتماعات اين شركت ، برگزار شد و همزمان ششمين نمايشگاه تخصصي ساخت تجهيزات صنعت حفاري افتتاح و به مدت 4 روز (اول تاچهارم دي ماه) برپا گرديد .
در سومين روز از برپايي نمايشگاه نيز همايش حفارمردان جوان ، با حضور معاون رياست جمهوري و رئيس سازمان ملي جوانان كشور و مقامات پيش گفته برگزار شد .
در روز اول دي كه مصادف با آئين رسمي (نه جشن) سي امين سالروز تاسيس شركت ملي حفاري ايران بود يكي از مديران با بنده تماس گرفت و اظهار داشت كه تعدادي از همتباران با لباس محلي قصد ورود به مراسم را دارند . بنده به ايشان گفتم همانگونه كه جنابعالي در جريان هستيد اين مراسم ويژه كساني است كه قبلاً دعوت شده اند و ورود با لباس محلي نيز در اين مراسم موضوعيتي ندارد . چند دقيقه اي نگذشت كه تلفن همراه من زنگ خورد ، بدون مقدمه و با عصبانيت كه آقا چرا از ورود ما جلوگيري مي كنيد مگرما فلان و فلان هستيم . به اين دوست عزيز عرض كردم كه اين مراسم كاملاً رسمي و اداري است و مهمانان آن از قبل دعوت شده اند .
ايشان با كمال (...) حرف بسيار زشتي را زدند كه ناچار شدم عليرغم ميلم ارتباط را قطع كنم .
بعد از چند دقيقه 4 نفر ملبس به لباس بختياري به ورودي سالن اجتماعات آمدند و بنده از ورود آنها جلوگيري كرده ( البته پس از بحث وجدلي كه بينمان درگرفت ).
دوست عزيز جناب آقاي ... نيز ظاهراً از اين موضوع ناراحت و برآشفت و اعتراضش را با تهديد و غرولند به بنده اعلام نمود و كمر به انعكاس برخورد ناشايست بنده با همتباران بختياري بست و رفت . فكر كنم تنها كسي كه (به نقل مطلبي كه درنشريه الكترونيكي لر و پايگاه خبري بختياري منتشرشد ) مراسم را ترك كرد ايشان بودند .
بهرحال تمام موضوع همين بود و بنده نيز جز توهين و بي حرمتي از جانب چهار همتبار چيزي نديدم.
ولي با توجه به انعكاس اين موضوع در نشريه الكترونيكي لر و پايگاه خبري بختياري بنظرم آمد كه اصل ماجرا را بازگو كنم و چند نكته را يادآور شوم .
1) اين دوستان دلسوخته قوم بختياري در مراسم نورافشاني كه در شب سي ام آذر ماه در پارك محله اي شهرك حفاري اهواز برگزار شد حضوري فعال داشته و شاهنامه هم خواندند و در ساير جشن ها نيز همواره اين فرصت و امكان داده خواهد شد كه دوستان به اشاعه مسائل فرهنگي موردنظرشان بپردازند و حق صد ساله و بربادرفته قوم بختياري را بگيرند و به محقان آن تحويل دهند.
2) به جرأت مي توانم بگويم كه همواره بخش مهمي از جشن هاي برپاشده توسط عوامل اجرايي شركت ملي حفاري را موسيقي يا تئاتر بختياري تشكيل مي دهد (البته با لباس بختياري ). روز سي ام آذرماه نيز به مدت 2 ساعت توشمال در محوطه اصلي شركت بر پا بود كه متاسفانه دوستان غايب بودند .
3) به راستي آيا اين دوستان آنگونه كه خود مي گويند قصد ابلاغ و اعلام حرمان ورنج هاي صدساله چپاول نفت از سرزمين هاي بختياري را داشتند و واقعاً فكر مي كنند با حضور در اين مراسم و نمايش تمسخرآميز لباس فاخر بختياري قصد احقاق حق و فرهنگ سازي داشتنديا نه خود به نوعي عامل توهين و تحقير اين لباس كه فخر تمامي بختياري هاست شده اند .
4) دوستان مثل اينكه بي خبرند و يا خود را به بي خبري مي زنند كه در پيام هاي كوتاه تصويري كه بي شك تلفن هاي همراهشان مملو از اين گونه پيام هاست چه توهين و تحقيرهايي به همتباران و لباس بختياري كه نمي شود و با افتخار براي يكديگر ارسال مي كنند .
5) افتخار از آن كساني است كه در طول صد سال گذشته تمام مساعي خود را با مطالعه ، تحقيق ، پژوهش ،كسب كرسي هاي دانشگاهي ، پزشكي ،علمي،نويسندگي و... در زنده نگهداشتن زبان ، فرهنگ و اصالت قوم بختياري بكار بسته اند وخون دل خورده اند و گمنام و بي ادعا زندگي مي كنند ، نه كساني كه با موج سواري وقلدرمآبي و لات بازي ادعاي فرهنگ سازي دارند .
6) خلط مبحث وسوءاستفاده از قلم و رسانه بزرگترين خيانتي است كه مي توان در قالب آن ريشه هاي فرهنگي و ساختار اجتماعي قومي را به باد داد و متاسفانه تعدادي از دوستان با كج انديشي و ارائه اطلاعات نادرست روشنايي را در پستوي افكارشان خفه كرده اند و چراغهاي رابطه را خاموش و اجازه هم انديشي و همبودي را نمي دهند و با غوغا سالاري قصد افتراق داشته و بذر كينه و دشمني را بين همتباران مي پراكنند.
7) دوستان خوبم بد نيست كمي خرد ورزانه به مسائل نگريست . از آن سوي كرسي داوري برخيزيد وبه اين سوي آئيد و سپس به قضاوت بنشينيد و تصميم بگيريد ، انصافاً آيا جايي براي حضور چهارنفر با لباس بختياري در آئين پيش گفته وجود داشت ؟ اصولاً چه سنخيتي بين بودن با اين لباس و مراسم مذكور وجود دارد .
برادر عزيز من ، مگر مراسم رسمي و اداري يك سازمان يا شركت ، سينما ، تئاتر و جشن همگاني است كه هر كس با هر وضع و كيفيتي كه دوست داشت به آن ورود كند . شما در كدام مراسم رسمي و اداري شركت ها ، وزارت خانه ها و سازمانهاي ديگر حضور داشته ايد كه اين دومي باشد .
شما كه اين همه عاشق لباس هستيد چرا زماني كه كنسرت بزرگ مرحوم بهمن در اهواز برگزار شد از هيچكدامتان خبري نبود و بهتر بگويم روي تان نمي شد لباس بختياري را آنهم در كنسرتي كه خاص بختياري ها بود به تن كنيد و حضور يابيد . مگر در كنسرت مرحوم بهمن كه مملو از جمعيت شده بود چند تن از زنان و مردان بختياري لباس بختياري به تن كرده بودند؟
8) بنده فكر مي كنم (البته اميدوارم اينگونه نباشد) ، كه اين دوستان اهداف و برنامه هاي خاصي سواي آنچه را كه عنوان مي نمايند دنبال مي كنند و آنهم سوءاستفاده از لباس فاخر بختياري در جهت مصالح و منافع شخصي و مطرح كردن خود با غوغاسالاري است .دوستان خوبم نگران نباشيد ، اين قوم هميشه سبز و زنده است ، چه با لباس و چه بي لباس .
تن آدمي شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيباست نشان آدميت
میلاد پیامبر صلح و دوستی و فرا رسیدن سال نو میلادی به تمامی مسیحیان ، بویژه دوستان و همشهریان مسیحی مسجدسلیمانی مبارکباد