دومين جشنواره موسيقي مناطق زاگرس نشين ايران يکشنبه شب همزمان با نيمه شعبان با معرفي برترين هاي تکنوازي و گروه نوازي در فرهنگسراي شهرستان بروجن چهارمحال و
بختياري به کار خود پايان داد.
به گزارش ايرنا ، در بخش گروه نوازي جشنواره موسيقي زاگرس نشينان ايران گروه " کارينا " از کرمانشاه به سرپرستي يونس پاک نژاد رتبه نخست را کسب کرد و گروه " سرور " از استان فارس به سرپرستي سيد علي عظيمي و گروه موسيقي "مندير " از چهارمحال وبختياري به سرپرستي احمدرضا جعفر پور حايز رتبه هاي دوم و سوم شدند.
همچنين از سوي هيات داوران متشکل از فريدون شهبازيان ، عطا جنکوگ ، هادي منتظري و حميد توفيقي گروه موسيقي " ققنوس " از کرمانشاه به سرپرستي فريد الهامي به عنوان گروه برتر اين جشنواره معرفي شد.
به گزارش ايرنا، در بخش تکنوازي نيز در ساز سه تار " سپيده سرلک " از اليگودرز لرستان رتبه اول را بدست آورد و " وحيد شاه ابراهيمي " با ساز تنبور از کرمانشاه و" موسي کاهي خورده " از خوزستان با ساز ني رتبه هاي دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.
از سوي هيات داوران، "کلثوم لطفي " از کردستان هم به عنوان تکنواز ويژه با تکنوازي در ساز دف انتخاب و معرفي شد.
"داريوش رضواني" مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي چهارمحال و بختياري در باره اين مراسم به خبرنگار ايرنا گفت: در اين جشنواره هنرمندان موسيقي در دو گروه هم نوازي (گروه نوازي ) و تکنوازي به رقابت پرداختند و در مجموع، 12 گروه نواز و 16 تکنواز به اجراي موسيقي مقامي و محلي ايران اقدام کردند.
وي ، هنرمندان موسيقي شرکت کننده در اين جشنواره را از استانهاي اصفهان ، فارس ، خوزستان ، لرستان ، بوشهر، کرمانشاه ، کردستان کهکيلويه و بويراحمد و چهارمحال وبختياري معرفي کرد.
رضواني يادآور شد:اين جشنواره به مدت سه روز در فرهنگسراي بروجن اجرا شد و اختتاميه اين جشنواره همزمان با ميلاد پر برکت حضرت مهدي موعود (عج ) بود.
شهرستان بروجن در 60 کيلومتري مرکز چهارمحال وبختياري واقع شده است و يکي از شهرهاي فرهنگي استان به شمار مي آيد.
در آيين اختتاميه دومين جشنواره موسيقي زاگرس نشينان ايران در بروجن نمايندگان مردم چهارمحال و بختياري در مجلس شوراي اسلامي و جمعي از مديران استاني و شهرستان حضور داشتند.
با پيگيري هاي ستاد بزرگداشت يكصدمين سال توليد نفت در ايران، شيره چاه شماره هفت مسجدسليمان پس از سال ها نصب در محوطه شركت نفت انگليس به ايران بازگردانده مي
شود.
به گزارش ستاد يكصدمين سال توليد نفت در مناطق نفت خيز جنوب؛ انگليسي ها به دليل بازدهي بالاي نفت در چاه شماره هفت مسجدسليمان، شير (ول هد) اين چاه را به عنوان يادگاري از ايران خارج و اتاق زيبايي براي آن در محوطه شركت نفت انگليس ساختند و اين شير را در آنجا مستقر كردند.
بر روي لوحي كه در كنار اين شير نصب است، چنين نوشته شده:
« اين شير چاه شماره هفت مسجدسليمان است. كساني كه از منافع ناشي از حجم توليد نفت اين چاه اطلاع دارند لازم است هنگام عبور از مقابل آن به پاس احترام، كلاه خود را از سر بردارند».
اكنون پس از سال ها با پيگيري هاي ستاد يكصدمين سالگي نفت در ايران اين شير تا چند روز ديگر به كشور بازگردانده مي شود تا در مكان اصلي خود در شهرستان مسجد سليمان به عنوان زادگاه نفت ايران نصب شود.
قرار است همزمان با تحويل اين شير به كشور، صدا وسيماي مركز لندن اقدام به پوشش خبري آن كند، ضمن اينكه اين شير در مسير بازگشت خود در ساختمان قديم وزارت نفت در تهران نصب و در روز 28 مزدادماه سالجاري به شهرستان مسجدسليمان منتقل مي شود.
منبع : نفت نيوز http://www.naftnews.net
مهمترين اهداف ازتدوين "طرح جامع" مسجد سليمان چيست؟ مراحل شكل گيري نياز، تمركز فكري وشروع عمليات اجرايي تدوين طرحراتوضيح دهيد؟
اين شهرنزديك به يكصد سال فاقد طرح جامع بود قبل از انقلاب كنترل و مديريت شهر بطور كلي بر عهده اتباع بيگانه بود و آنها نيز بر اساس نيازهاي صنايع نفتي یا نظامي، مناطقي را طراحي كرده و بر آن اساس اقدام به ساخت و ساز مي نمودندو اساساً به داشتن طرح جامع نيازي احساس نميكردند بويژه كه حضور طولاني مدت دراين شهر رادربرنامه خود نداشتند . پس ازانقلاب اسلامي وباتغیير درساختار اجتماعي ومديريت شهر يكبار در خلال جنگ تحميلي اقدام به تهيه طرح جامع براي شهر شد كه ظاهراً به دليل مسائل مرتبط باجنگ تحميلي به سرانجام نرسيدبار دوم پس از جنگ اقدام به تهيه طرح جامع شد كه با گزارش شركت نفت درنهايت ناتمام ماند پس از 20سال و بارفع موانع موجود به همت دكتراميدوار رضايي نماينده مردم مسجدسليمان در مجلس شوراي اسلامي بارديگر طرح جامع به صورت ضربتي دردستور كارقرار گرفت. كه باتوجه به ضربتي و حساس بودو موضوع كمتر مشاوري حاضر به انجام اين كارشد و بلافاصله نسبت به بروز آوري نقشه ها و شناسايي وضعيت موجود شهر اقدام نموديم . آنچه در گام اول به شدت درسطح شهر مشاهده كرديم وضعيت بحراني از تمامي زوايا بود لذادربرنامه ريزي وطراحي شهر،چند عامل رادر اولويت قرارداديم برنامه ريزي براي كنترل بحرانهاي احتمالي،ايفا نقش جديدبراي شهر و به تبع آن پيش بيني فضاي كافي براي ايجاداشتغال مردم در نهايت رفع مشكل مسكن اگر بخواهيم توضيح مختصري از وضعيت شهر ارائه بدهيم بايد عنوان كنيم 282حلقه چاه نفت و گاز به صورت فعال نيمه فعال و غيرفعال در شهر وجود دارد كه حريم آنها از150تا 2000 مترمتغير است و اين براي شهري با مشخصات مسجدسليمان به معناي پايان حياتاستچرا كه اين شهر بصورت خطي بوده و تنها درعريض ترين قسمت خود كيلومتر عرض دارد پس فقط كافيست كه چند عدد ازاين چاهها به صورت عرضي در كنار هم قرارگرفته باشند درآنصورت كل عرض شهر درحرين قرارميگيرد علاوه بر اينها شهر به موازات گسل نيمه فعالي به نام تمبي قرار دارد كه اين مسئله با توجه به استقرار بعضي نقاط شهر برروي منابع نفت و گاز، بحران را جدي تر مي سازد. از همه اينها مهمتر خطي بودن فرم شهر است ، كه يك محور اصلي از ابتدا تا انتهاي شهر كشيده شده و مانند ستون فقرات براي شهر عمل مي نمايد. به اين ترتيب ، هرچند اين محور از عرض نسبتاً كافي براي عبور وسائل نقليه برخوردار است، اما با توجه به بحرانهاي عنوان شده ضروري بود از اهميت اين محور اصلي كاسته شده و محور ديگري براي كمك به آن ايجاد شود. ضمن آنكه از لحاظ ارتفاعي نيز بايد يك محور در ارتفاعي بالاتر و از سمتي كه بحرانهاي موجود كمتر آن را تهديد مي كنند و در نقاط مناسب به شهر دسترسي دارد، وجود داشته باشد. چرا كه در زمان وقوع بحران احتمالي ، از ارتفاع بالا، بهتر مي توان به شهر كمك رساني نمود تا از ارتفاع پائين . با اين ديدگاه، در طرح جامع محور مورد نظر مكان يابي و طراحي شد. همچنين فضاهاي متعددي در كنار جريمهاي موجود براي احداث پايگاههاي مديريت بحران، تجهيزات شهري مانند اورژانس و آتش نشاني در نظر گرفته شد. در مورد وضعيت ايفاء نقش جديد براي اين شهر بايد عنوان نمايم كه منطقه مسجدسليمان در حدود 5/2 ماه از سال با وضعيت آب و هوائي بسيار مطبوعي آنهم در حدود اواخر بهمن ماه تا انتهاي فروردين با اوائل ارديبهشت ماه روبروست. يعني دقيقاً همان زماني كه كشور ما در دوره اوج سفرهاي نوروزي قرارداد بنابراين شهر، در بهترين ايام سال در پناه اين اقليم مناسب با توجه به كوهها و دشتهاي بسيار سرسبز، وجود پنج درياچه پشت سد بسيار زيبا بر روي رودخانه كارون و ردوخانه هاي اطراف شهر، پوشش گياهي و جانوري منحصر بفرد، كاملاً مستعد حضور طبيعت گردان است . علاوه بر اينها خود شهر با توجه به سابقه تاريخي آن در خصوص صنعت نفت ، مي تواند به عنوان يكي از جاذبه هاي مناسب براي جذب گردشگر باشد . ايفاء چنين نقشي براي شهري مانند مسجدسليمان مي تواند هويتي جديد و تازه را نمايان سازد. افزون بر اين، مسير ديگري از سمت اهواز به استان چهار محال و بختياري از كنار مسجدسليمان در حال احداث است ، كه مي تواند اين نقش را براي شهر پر رنگتر نموده و بر آن تأكيد بيشتري نمايد. به عنوان نمونه مي توان به شهر سرعين در اردبيل اشاره نمود كه به واسطه تنها امكان گردشگر درماني آنهم به مدت 3 ماه از سال ، پذيراي 5/3 ميليون نفر گردشگر است كه در آمد سرشار آن سرعين 3500 نفري را به شهري پويا تبديل ساخته است . در كنار اين نقش ، مسئولين محلي و به خصوص نماينده شهر در مجلس شوراي اسلامي، ايجاد بعضي صنايع مهم و استراتژيك را جهت رونق اشتغالزائي شهر، در نظر گرفته اند كه به همين منظور با طرح جامع در خصوص مكان اين صنايع هماهنگيهاي لازم صورت پذيرفته است . براي رفع مشكل مسكن كار طرح جامع راحت تر بود، چرا كه از پيش طرحي به منظور شناسائي محدوده هاي مستعد توسعه شهر به تصويب رسيده و بر اساس آن محدوده اي براي توسعه شهر انتخاب شده بود ، طرح جامع نيز پس از بررسيهاي مقدماتي اين محدوده را براي رفع مسئله مسكن شهر در نظر گرفت.
دورنماي مسجدسليمان در دومين سده صنعت نفت ايران چگونه خواهد بود ؟
از صميم قلب اميدوارم مردم اين شهر به آنچه استحقاقش را دارند برسند . همانطور كه عنوان شد، مردم مسجدسليمان مشكلات زيادي را تحمل نموده اند و انصاف نيست كه ما كارشناسان و مسئولين بيش از اين براي اين مردم مشكل ايجاد نمائيم. آنچه به عنوان يك مشاور وظيفه ما بود تهيه يك سند جامع و چشم انداز بيست سال آينده اين شهر بود ، اما از اين به بعد نقش مسئولين اجرائي بيش از پيش مهم خواهد بود واقعاً آرزو مي كنم كه مسئولين عمران كشور در خصوص اين شهر متحد شوند و براي آن از هيچ همتي دريغ ننمايند. اگر چنين باشد آينده بسيار روشني را براي مسجدسليمان خواهيم ساخت، در غير اينصورت بايد اعتراف كنيم : (( مسجدسليمان ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد )).
سير جريان شكل توده هاي جمعيتي تازه وارد به مسجدسليمان چگونه است؟ مسجدسليمان طي يكصد سال گذشته مهاجر پذير بوده است يا مهاجر فرست؟ نهادهاي حكومتي و دولتي چه تاثيري در تغيير جريان جمعيتي مسجدسليمان داشته است؟ وضعيت در دوره جنگ 8 ساله چگونه بوده است؟
همانگونه كه عنوان شد شهر مسجدسليمان بعد از انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي با تحول اجتماعي در سطح گسترده اي مواجه شد. شهر به يكباره از حالت شركت شهر به يك شهرمعمولي تبديل شد. صنعت نفت در يك دوره چند ساله توليد خود را به حداقل ممكن كاهش داد و به تبع آن نيازي به حضوركاركنان در اين شهر احساس نمي كرد. اما در عين حال حضور مردم از روستاهاي اطراف به همراه بحث اسكان عشاير و از همه مهمتر كسب امنيت جاني (در زمان جنگ) همگي باعث شدند تا اين شهر نه تنها با كاهش جمعيت مواجه نشود. بلكه در دهه 65-1335 نرخ رشدي تقريبا" معادل دوران اوج خود يعني دوره 45-1335 پيدا كند. در واقع، مطابق سرشماري مركز آمار ايران تا پايان سال 1375 شهر همواره با افزايش جمعيت مواجه بوده است.به اين ترتيب هر چند از ديدگاه آماري اين شهر با افرايش جمعيت مواجه شد، اما از ديدگاه جامعه شناسي با دگرگوني عظيمي مواجه گردد و آن خروج نيروهاي متخصص و حتي كارگران فني از شهر و جايگزيني نيروهاي بدون تخصص و كارگران ساده بود. در دهه 75-1365 اتفاق بسيار مهمي براي شهر به وقوع پيوست در آن زمان براي اولين بار بحث تهيه طرح جامع شهر با توجه به توسعه بسيار سريع و همچنين عدم وجود يك نقشه جامع شهرسازي از ابتداي تأسيس تا آن زمان مطرح شد. پس از انتخاب مشاور ذيصلاح براي تهيه طرح جامع شهر و انجام مطالعات ابتدايي، به ناگهان شركت نفت طي گزارشي تحقيقاتي اعلام نمود؛ شهر بر روي منابع نفت و گاز قرار دارد و احتمال انفجار عمليات خاكبرداري يا مرگ كاركنان مخابرات بر اثر خفگي در هنگام تعمير كابلهاي مخابراتي در كانالها تا آن زمان هر چند مسئله انتشار گاز از زمين مسجدسليمان اثبات شده بود، اما علت اين انتشار حداقل از نگاه مردم تا اعلام گزارش شركت نفت مبهم بود. به عنوان مثال از آنجايي كه اين شهر داراي اولين لوله كشي گاز در كشور است. بسياري متعقد بودند كه فرسودگي اين لوله ها و همچنين بهره برداري نا مناسب از آنها باعث به وقوع پيوستن اين فجايع شده است. البته بايد در نظر بگيريم كه مردم خوزستان يك قرن است كه در كنار نفت و گاز زندگي كرده اند و نه تنها از اين مسئله وحشتي ندارند. بلكه با آن انس هم گرفته اند. يكي از سرگرميهاي جذاب كودكان مسجدسليمان حركت در تپه ماهورهاي اطراف شهر و آتش زدن گازهاي متصاعد از زمين است. به هر تقدير گزارش شركت نفت باعث شد تا طرح جامع به نتيجه نرسيده و تصميم به جابجايي شهر گرفته شود. در همين راستا شهر جديد پارسوماش در 13 كيلومتري اين شهر نيز مكان يابي و طراحي شد. اما اتفاق جالبي افتاد و آن، اين بود كه مردم شهر را ترك نكردند. مردمي كه خود زماني با انگيزه كسب امنيت جاني به اين شهر پناه آورده بودند، با وجوديكه مي دانستند سكونت در اين شهر ممكن است زندگي آنها را به خطر بياندازد، به هيچ عنوان حاضر به ترك شهر نشدند. و جالب تر اينكه در دهه 75-1365 نيز شهر هر چند با رشدي به مراتب پائين اما به هر تقدير با افزايش جمعيت مواجه بود. در ابتداي اين دوران كليه مجوزهاي ساخت و ساز در شهر باطل شد و بعد از آن به هيچ عنوان اجازه تعميرات و ساخت ساز به مردم داده نشد، اما مقاومت مردم در برابر مسئولان به پايان دهه دوم خود نزديك شد و زماني نزديك به 20 سال از تصميم براي جابجايي شهر گذشت. مردم با وجوديكه در تنگناهاي شديد قرار داشتند، اما هرگز آنچنان زندگي در اين شهر را خطرناك نمي پنداشتند كه به ترك آن اقدام كنند. اين تداوم عملكرد مردم تا آنجا پيش رفت كه شركت نفت در سال 1382 مجددا" اقدام به بررسي كارشناسي ديگري نسبت به خطرناك بودن زندگي در مسجدسليمان نمود. نتيجه اين بررسي تعيين تنها 6 محدوده خطر در شهر و عاري بودن امكان ساخت و ساز دوباره تجديد حيات اجتماعي شهر را مي دهد، اما به هر تقدير سرشماري سال 1385 مشخص ساخت كه اقدامات قبلي مسئولين تأثير خود را گذاشته و شهر براي اولين بار در طول تاريخ حيات دوباره خود با كاهش جمعيت مواجه شده است. در نهايت پس از تمامي اين فراز و نشيب ها، طرح جامع فعلي مسجدسليمان به صورت ضربتي تهيه و به تصويب شورايعالي شهر سازي و معماري كشور رسيد و هم اينك اين شهر به سلك شهرهاي داراي طرح جامع كشور پيوسته است.
دردهه هاي كنوني مهمترين معضلات ومشكلات زندگي شهري درمسجدسليمان چه مواردي بوده است ؟
همانطور كه ميدانيم شهرسازي يك پديده متاخر استدر واقع نيازهاياجتماعي واقتصادي متعددي بايد تامين شود تا نوبت به مسائل شهري تاثير گذاربر جامعه برسد. يكي ازنكات اصلي موردتوجه باستان شناسان براي پي بردن به سطح دانش تمدن هاي كشف شده، فرم ساختمانها وشهر است ازهمين رو، شهرسازي به عنوان نشانه گوياي هويت جوامع شناخته ميشود .بر همين اساس مسائلي كه بيشترازتاريخ مسجدسليمان عنوان شد نشان ازاتكاي بسيار شديد شهر به صنعت نفت دارد در واقع توسعه صحيح و متوازن شهر تنها زماني صورت پذيرفته كه استخراج نفت به اوج خود رسيده در مقابل سير نزولي بين استخراج به طورمستقيم بر نوسازي شهرتاثير منفي گذارده است . بنابراين ميتوان اذعان داشت درآغاز دراين شهر فرهنگي متاثر ازحضور كاركنان متخصص و بادانش وجودداشته كه امروزه به دليل مهاجرت اين قشر و حضوراقشارديگر ، تنها گوشه اي ازآن فرهنگ راميتوان درشهر مشاهده نمود . هنوز پس ازصنعت نفت هيچ گونه نقشيبراي اين شهر پيش بينيب شده است و اين مسئله باعث شده تا شهر با عدم وجوداشتغال مناسب روبرو گردد كه اين نيز خود معضلي اساسي محسوب ميشود . نرخ بيكاري واقعي شهر به عدديحدود 33% رسيده است و امكانات و خدمات (آموزشي، بهداشتي، ورزشي، فرهنگي و …) موجودباداشتن جمعيتي بالغ بر يكصد هزارنفر تنها با امكانات يك شهر چهل هزارنفري برابري ميكند .ناهمواري شديدزمين باعث شده تا فاضلاب شهري به نحو بسيارنامطلوبي درسطح شهر روان باشد ما در نقاطي از شهر شاهد ورودفاضلاب به داخل منازل هستيم . اين مسئله دربعضي نقاط به قدري شديد است كه حتي رئيس وقت سازمان حفاظت محيط زيست كشور، باتماشاي اين صحنه ها به گريه افتادند . تا بحال امكان نداشته كه مسئولي از شهر ديداركند و به حال آْنافسوس نخورد. متاسفانه مسجدسليمان ازاين لحاظ هم اول است با وجوديكه شهر درنزديكي رود كارون واقع شده و سد بزرگ مسجدسليمان درچندكيلومتريآناست وبااينكه اين شهر اولين شهري است كه داراي لوله كشي آب بودهة الان مدتهاست كه فقط كه فقط بهدليل فرسودگي شبكه ،با بحران آب مواجه است به گونه ايكه تاهمين يك سال پيش در بعضي مناطق شهر، مردم در 48 ساعت تنها 2 ساعت آب داشتند تمام اين علائم نشاندهنده وجود بحراني اساسي دراين شهر است . بحراني كه به مراتب ازانفجار وويراني حاصل ازآن مخربتر است. چرا كه اينگونه بحرانهايكباره به وجود مي آيند و به دليل نمودبيروني شديدي كه دارند از كمكهاي فراوان مردم ومسئولين بهره مند ميشوند وبه هرتقدير كنترل ميگردند . مانند زلزله بم يا حادثه سونامي اما بحران مسجد سليمان ابداً نمود بيروني ندارد واز همين رو به شدت خطرناك تر است، زيرا حداقل سه نسل ازمردم شهر راتهديد ميكند ، شهري كه مردمآن به دليل فرهنگ بالا و لمس اختلاف طبقاتي شديد روزگاري سرآمد مبارزان انقلابي بر عليه طاغوت بودند واكنونبا مشكلاتي نظير فقر،معضلات اساسي اجتماعي همچون اعتياد، مشكلات عديده روحي و رواني و بسياري ازمعضلات ديگر كه امكان بازگو نمودن آن دراينجا نيست، گريبان گيرند.به نظر من شهرمسجدسليمان كارگاهي بسيارآموزنده براي دانشجويان شهرسازي است.دراين شهر ما به وضوح مي بينيم كه چگونه ميتوان با رونق و كنترل دقيق ساخت وسازها، درمحيطي تقريباً غير ممكن، شهري زيبا ومدرن بنا كرد و ازديگر سو چگونه ميشود همان شهر،تنها با بايكوت ساخت و سازهاتبديل به شهري باانبوهي ازمشكلات اجتماعي وكالبدي گردد .
ميزان برخورداري اهالي مسجدسليمان از همسايگي با ذخاير عظيم نفت تا چه حد بوده است؟ آيا ميتوان گفت نفت براي اهالي مسجد سليمان بيشتر حكم يك مصيبت راداشته است تانعمت ؟؟؟؟
در حقيقت من بااين نظر موافق نيستم چرا كه به هر تقديد نميتوان نقش نفت رادر شكل گيري وايجاد شهر ناديده گرفت. اصلاً پارسوماش كهن و مسجدسليمان امروزي به دليل وجودنفت شكل گرفتند بار اول با رويكرد مذهبي وباردوم بارويكرد صنعتي، پس به هر صورت مردم به واسطه نفت دراين شهر اسكان يافته اند . اصلاً شما مسجدسليمان را بدون هيچگونه اثري از نفت نميتوانيد تصور نمائيد پس نفت براي مردم شهر حكم مصيبت را ندارد اما آنچه باعث بروز مصيبت دراين شهر شده است عدم شناسايي سايرتوانهاي بالقوه شهر و تاكيد بر آنهاپس از كاهش استخراج نفت است. ملاحظه بفرمائيد كه شهرهاي بسياري در كشور هستند كه به واسطه تنهايك دليل شكل گرفته اند امابارشد و توسعه شهر نقشهاي ديگري را نيز به عملكردابتدايي خوداضافه كرده و باعث گسترش بيشتر شهر شده اند . از اين نوع شهرها ميتوان به نمونه هاييدراستان خوزستان اشاره نمود كه تا چندين سال گذشته تنها يك ايستگاه قطار و چند ساختمان مرتبط راه َآه نداشتند اما امروزه مركز شهرستان شده ونقش قوي سياسي اقتصادي رادراستان ايفاء مي نمايند .درواقع آنچه در مسجدسليمان به عنوان مصيبت شمرده مي شود نبود يك مديريت صحيح شهري است .مديريتي كهبتواند با كمك برنامه ريزان و. طراحان اين شهر راازركود نجات داده و هويت آنرا حفظ نمايند . معضلي كه تمام شهرهاي كشور كم و بيش مشاهده ميشود، اما دراينجا شدت يافته و خود رابا وضوح كامل نمايان ساخته است . بسياري از مردم معتقدند آنچه امروزه برايم سجدسليمان اتفاق افتادهاست آئينه اي تمام از كشورمان ايران، پس ازتمام شدن ذخائر نفت و گاز خواهد بود اينحرف كاملاً صحيح خواهد بود . اگر مادقيقاً مانند مسجدسليمان بدون هيچگونه برنامه وبدورازهر نوع مديريتي بخواهيم تنها به دفع زمان بپردازيم اين درحاليست عليرغم وجود معضلات بسياردر مديريت شهري كشور،بسيار بعيد به نظر ميرسد كه اين عدم برنامه ريزي و مديريت بااين شدت دركشور تعميم داشته باشد تا پيش از كشف نفت دركشورما ، شهرها ازطريق نظام راهداري و عوارضي كه ازاين راه اخذ مي نمودند درآمدهاي بسيار خوبي داشتند وتنها درمقاطعي كه كشور موردتهاجم قرارميگرفت مشكلات اقتصادي گريبانگير شهرها مي شدند . آنچه من مي خواهم عنوان كنم اين است كه مهم نيست شهر به چه دليل ايجادشده، آنهم درمقياس واندازه اي برابر مسجدسليمان مهم اين است كه وقتي به هر دليلي علت اصلي شكل گيري، به مخاطره مي افتد بايد براي آن چاره اي انديشيد .