يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه هنر تهران كتاب " اولين مسكن غربي در خاورميانه و ايران " را با موضوع ساخت و سازهاي دوره استخراج نفت در مسجدسليمان مينويسد.
محمد زراسونديعليپور، مدير ميراث فرهنگي مسجدسليمان، با اعلام اين خبر به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان گفت: اين گروه به سرپرستي دكتر مهران دشتيتهراني دانشآموخته از دانشگاه آلمان در مسجدسليمان به سر ميبرند تا كارهاي تحقيقاتي و ميداني اين اثر را انجام دهند.
وي افزود: تمامي اين گروه 11 نفري دانشآموخته رشتههاي معماري و شهرسازي هستند.
زراسونديعليپور خاطرنشان كرد: اين گروه پيش از اين در سال 85 در قالب 25 نفر تحقيقات اوليه را انجام داده و آن را به تصويب هيات علمي دانشگاه تهران رسانده است.
به گزارش شانا به نقل از روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور، به دنبال اعزام هیئت ویژهای از سازمان بازرسی کل کشور در فروردین ماه سال جاری به شهرستان مسجدسلیمان، این هیئت با ارائه گزارشی، وضعیت عمومی و مشکلات این شهرستان و دستگاههای اجرایی آن را بررسی کرد.
این هیئت که متشکل از کارشناسانی از حوزههای صنعت نفت، محیطزیست، بهداشت و درمان، نظامی و امنیتی، عمران و شهرسازی و صنایع بود، افزون بر بررسی معضلات و مشکلات مسجدسلیمان، نقاط مثبت عملکرد دستگاهها را نیز مورد توجه قرارداد.
در گزارش سازمان بازرسی کل کشور، در قسمت بررسی موانع و مشکلات شهرستان مسجدسلیمان آمده است: نشتی نفت و گاز در مناطق مسکونی شهر، کمبود شدید آب آشامیدنی شهری، کمبود اعتبارات برای ساماندهی شبکه برق، کمبود شدید کادر پزشکی متخصص، کمبود مراکز پاراکلینیکی و تجهیزات بیمارستانی و آزمایشگاهی و جاری بودن فاضلاب در سطح زمین و رودخانههای شهر از جمله مشکلات موجود در این منطقه نفتخیز است.
همچنین نگهداری موقت و جمعآوری نکردن و دفع مواد جامد(زباله) از سوی شهرداری، تراکم جمع کثیری از زندانیان در فضای بسیار محدود و نامناسب زندان شهر، کمبود ناوگان حمل و نقل درون شهری، کمبود فضاهای فرهنگی و فقدان زیرساختهای لازم برای استقرار واحدهای صنعتی و معدنی (با توجه به وابستگی دیرینه این شهرستان به شرکت نفت) از دیگر مشکلات این شهر به شمار میرود.
فرسوده بودن و شکستگی شبکههای انتقال آب شهری، بدهی شرکتهای دولتی به اداره برق شهرستان، مکانیزه نبودن سیستم وصول مالیات، فرسوده بودن ساختمانهای ادارات بهزیستی، ثبت احوال، هلالاحمر و کار و امور اجتماعی و عدم وجود اعتبارات عمرانی برای این سازمانها، کمبود اعتبارات شهری و عدم توانایی شهرداری در پرداخت بدهی به اشخاص حقیقی و حقوقی، فرسودگی ساختمان بیمارستان امامخمینی و عدم برخورداری این بیمارستان از بخشهای (ICU, POST CU, NICU)، و نیز عدم اقدام عملی در واگذاری 700 واحد مسکونی هوانیروز به مردم، از عمده مشکلات شهر مسجد سلیمان گزارش شدهاست.
سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود، به مواردی که اقدام فوری در مورد آنها ضرورت دارد اشاره کرده و آورده است: تسریع در تهیه طرح تفصیلی مسجدسلیمان با اولویت تخلیه مناطق آلوده، شروع فعالیت اجرایی کمیته انتقال ۵ هزار واحد مسکونی از مناطق آلوده شده به مواد نشتی نفت و گاز، تسریع در واگذاری منازل مسکونی سازمانی غیر قابل استفاده شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مسجد سلیمان به ساکنان محلی، انعقاد قرارداد با پیمانکار توسعه میدان نفتی مسجدسلیمان و شروع عملیات اجرایی از جمله مواردی است که باید درباره آنها اقدام فوری صورت گیرد.
همچنین لزوم توجه جدی وزارت آموزش و پرورش به احداث مدارس مورد نیاز این شهرستان، ضرورت ایجاد شبکه جمعآوری و انتقال فاضلاب و تصفیه بیولوژیکی آن، احداث مکانی مناسب برای زندان شهر، برنامهریزی و اجرای کامل طرح جمعآوری و حمل و دفن زباله، دایر کردن شعبات مستقل برای برخی ادارات نظیر ثبت احوال و تأمین اجتماعی برای شهرهای اطراف مسجد سلیمان نیازمند تسریع در رسیدگی به آنهاست.
اعمال امتیازات انگیزشی و جذب نیروهای مورد نیاز برای شبکه بهداشت و درمان و سایر ادارات، رسیدگی به وضعیت شهرکهای صنعتی، تسریع در شروع عملیات اجرایی طرحهای بلاتکلیف(نظیر پتروشیمی، کارخانه آلومینیوم و ساخت نیروگاه 500 مگاواتی) و تسریع در پروژه واگذاری 192 واحدی مربوط به تعاونی مسکن فرهنگیان، از جمله مواردی است که اقدام فوری در مورد آنها نیز تأکید شده است.
در گزارش بازرسان سازمان بازرسی کل کشور افزون بر بررسی مشکلات و معضلات شهر مسجدسلیمان، به فعالیتها و اقدامات مثبت برخی دستگاهها (که با وجود کمبود امکانات دارای عملکرد مطلوبی بودند) اشاره شده و آمده است: اقدام مؤثر شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مسجدسلیمان در بازسازی و احداث مدارس و مجتمع ورزشی و نیز طراحی و اجرای پروژههای عمرانی شهرستان و همینطور فعالیتهای مفید و مؤثر کارکنان دلسوز شبکه بهداشت و درمان و بهداشت محیط مسجدسلیمان (با توجه به گستردگی محرومیت و کمبود امکانات)، از نکات برجسته و شایسته تقدیر است.
سازمان بازرسی کل کشور با ارسال گزارش مشکلات و محرومیتهای فراگیر شهرستان مسجدسلیمان به مسئولان عالی نظام و ریاستجمهوری، خواستار تأکید ویژه رئیس جمهور به دستگاههای اجرایی برای برطرف کردن محرومیت و رسیدگی فوری به مشکلات اولین شهر نفتی خاورمیانه شده است.
شهرستان مسجدسلیمان در فاصله 125 کیلومتری شهر اهواز واقع شده و با فوران اولین چاه نفت خاورمیانه در پنجم خرداد 1287 هجریشمسی تأثیرات گستردهای در تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایران و جهان داشته است.
همايش ملي توسعه پايدار و همه جانبه مسجدسليمان
به اهتمام و مساعي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مسجدسليمان ،
كميته ملي توسعه پايدار و سازمان حفاظت محيط زيست مسجدسليمان ،
همايش ملي توسعه پايدار و همه جانبه اين شهرستان در ارديبهشت ماه
سال 1387 در محل دانشگاه آزاد مسجدسليمان برگزار خواهد شد .
محورهاي اين همايش شامل :
۱) تحليل ساختار فيزيكي شهرستان مسجدسليمان و راهكارهاي توسعه پايدار
۲) تحليل سياسي/اقتصادي شهرستان مسجدسليمان و توسعه پايدار
۳) تحليل محيط زيست و توسعه پايدار شهرستان مسجدسليمان
۴) تحليل جامعه _روان شناختي توسعه پايدار شهرستان مسجدسليمان
اميد است كليه همتباران و علاقمندان به پيشرفت و توسعه شهرستان
مسجدسليمان و انديشمندان و صاحبنظران با ارسال مقالات به دبيرخانه
همايش ، درپربارشدن و موثر نمودن اين همايش تلاش و كوشش نمايند .
آدرس دبيرخانه همايش جهت ارسال مقالات :
مسجدسليمان /دانشگاه آزاد اسلامي / حوزه معاونت پژوهشي
تلفن : 3336319_0681
نمابر : 3330093_0681
برگرفته از پايگاه خبري شوشان
شوشان: پرنوشته ها عنوان مجموعه شعر شاعری است که نزدیک به سی سال در عرصه های شعر امروز فارسی گام زده است.

غلامرضا رضايي
اگر بپذیریم که شعر امروز فارسی از آغاز و در روند شکل گیری خود تا به امروز با دو گرایش عمده یعنی تمایل به وزن و بی وزنی مواجه شده است و حتا مطرح ترین شاعران دهه های مورد نظر مانند: نیما و شاملو و ... نیز هر کدام به گونه ای خاص خود با این مقوله رفتار کرده اند- هرچند این گونه رفتار با شعر شاید گونه ای اقتدار گرایانه باشد- از این منظر می توان گفت که شاعر پرنوشته ها در اغلب اشعار خود به شعر نیمایی توجه بیشتری نشان می دهد و سعی برآن دارد تا مضامین اجتماعی را به شکلی موزون بیان کند :
وقت است
که با خوانش مولودی لاله
از کوه و کمر
دره به دره بزنیم جار
ای کبک سرچشمه !
تو ... ای پونه ی کهسار!
ای یار!
علاوه بر موزون بودن، شاعر پرنوشته ها در شعر برخوردی خطابی و امری دارد. این وجه از نکات مشترک شعر کلاسیک و امروزی می باشدکه ریشه در فرهنگ اجتماعی ما دارد و در مجموعه پرنوشته ها نیز به وضوح هر چه تمام تر به چشم می خورد. و مگر نه این است که استفاده از حروف ندا و منادا و ... امری بودن و خطابی بودن را در شعر القا می کند.
شام شیدائی را حاضر کن
بیا
گوهر عاشقی را
تو مانند بلقیس
بکن حلقه در
به گوش سلیمان!
به کجائی آی عشق
من
در این غمکده قد خم کردم!
گفتم به یار: به یاریم بشتاب...
به خواری ام برخاست!
در اغلب شعرهای شاعران جوان امروزی آنچه قابل تامل بنظر می رسد رفتار کلیشه ای و استفاده از نگاه و زبان مشترک در شعر است آن چنان که گویی اغلب شاعران جوان به آن تن داده اند . هرچند می پذیرم که این همخوانی و اشتراک و وجوه یکسان مانند فضا و حال و هوای اقلیمی و ... باعث این نزدیکی می گردد اما مورد نظرم آنجایی است که نگاه شاعر به عنوان هنرمند تکراری وکلیشه ای می گردد و اگر بپذیریم که هنر و شعرکه در اینجا مورد نظر است- به مثابه مقوله ای فردی در خلوت و درون هنرمند یا شاعر جوشش می یابد تا به کشف و شهودی تازه از هستی منتج شود باید اذعان کرد که شاعر پرنوشته ها در نگاه به هستی و جهان پیرامون خود و استفاده از تصویرها و ترکیب های زبانی مانند: جل وار پلک ابر، پرنوشته های خیس خاطرم ، زنده زشتی و ... نشان خود را دارد.
روزگار اکنون
گل دیوار ترک خورده یک مقبره است.

من به حال خود
لای دستمان یادگار مادرم
گریه می کنم!
من همیشه دعوتم
به جش زعفران...
لب برکه های ملائک
همه دختران شب چشمه های بیابان
به راه تو
گیسو بریدند!
اما آنچه بر مجموعه شعرهای کتاب سایه افکنده و برخلاف اغلب آثار دپرسیونی در ادبیات این مرز و بوم از ویژگی ها و وجوه امتیاز آن بشمار می رود روح امید و انتظاری است که در شعر مرید به چشم می خورد. شاید بدین گونه بتوان گفت که شاعر پرنوشته ها شاعر امید و انتظار است.
زود آنگاه من به راهست
من طلوع تو را کی ببینم
خبر آمدن تو اگر
به درختان خزان دیده رسد
همه بر رهگذرت، سبز
می پوشانند!
خواب دیده ام رسول مهربانیت ظهور کرده است
سعی کرده ام ، به وقت آمدن
در روزگار اکنون و در عصر زنده زشتی ها و بیگانگی انسان با انسان و طبیعت، عشق و علاقه به طبیعت، پرنده و رنگ و ... و بسامد کلماتی مانند (خزان، گل، ارغوان، عشق، شقایق، مرغ و ...) وجوهی در خور و سزاور می یابد که از قابلیت های روانشناختی شاعر و مجموعه شعری اش می باشند.
من عشق را در ریشه بادام کوهی جستجو کردم
ساق پاهای تو را
لب نمدار علف می بوسید
روی آن برف بلند
بال یک چلچله تابیده به ایوان غروب
تا جایی که این علاقه به طبیعت و عناصر موجود در آن به شکلی زیبا بر سراسر شعر نمود می یابد و به مثابه تابلویی در پیش چشم خواننده گسترده می شود.
بر سبزه زار خلوت کهسار
کنسرتی از پر و رنگ
می خواند.
شیدا
وچابک و جلد
تک می زند . به تارترد علف
این ویژگی و نگاه با توجه به دلبستگی و دغدغه همیشگی مرید در پراختن به شعر و نقاشی در آثار شاعران امروز کمتر به چشم می خورد و شاعر نیز خود براین امر صحه می گذارد.
من
هنوز هم
شور بی پناه ترین کبوترم
چون زهر درخت و شاعری
با خزان و برگ
آشنا ترم.
گذشته از ویژگی ها و مختصات شعری این دفتر آنچه از نکات کم رنگ این مجموعه شعری بشمار می رود رسم الخط سلیقه ای و چندگانه ی آن و سهل انگاری و عدم توجه در گذاشتن علایم و نشانه های قراردادی می باشد که در پاره ای اوقات خوانش شعر را با مشکل مواجه می سازد و این مهم با توجه به نبود وایرستار در نزد ناشران ما در حال حاضر از کمبودهای صنعت چاپ در این مرز و بوم می باشد.
اين روزها ، بر پايي جشن يكصد سالگي نفت ، در اكثر محافل فرهنگي
و مرتبط به موضوع مطرح است .
ولي با كمال تأسف ، تنها چيزي كه به محاق فراموشي رفته ، زادگاه
نفت است .
از اين بستر شايد دلسوختگان اين شهر دلخوش بودند كه صدقه سري
گراميداشت يكصدمين سال نفت ، خيري هم به شهر مي رسيد ولي
ظاهراً هر چه به روز موعود نزديك تر ميشويم كمتر اثري از تلاش ها
در اين راستا مشاهده مي شود .
انتظار بر اين بود كه نماينده محترم شهر،امام جمعه محترم و پرتلاش
شهر ، فرماندار محترم و ساير مسئولين ، ضمن مشورت و رايزني با
مسئولين مربوطه و دست اندركاران بر پايي جشن يكصدمين سال
نفت ، بويژه وزير محترم نفت و مديران ارشد شركت هاي نفتي مستقر
در جنوب ، تسهيلات و امكاناتي را به اين بهانه براي عمران و آباداني
شهراختصاص مي دادند .
در حال حاضر ظاهرا تنها چيزي كه از سوي مسئولين بلندپايه نفتي
براي اين شهر در نظر گرفته شده ، موزه نفت است . كه اگر در كنار
آن ،تسهيلات ويژه جهانگردي مثل هتل ، رستورانهاي درجه يك و ....
ايجاد نشود ،بي شك طي چند سال آينده اين نيز به خرابه اي تبديل
خواهد شد .
پس بهتر است براي رونق اين شهر به همين بهانه سازوكارهايي
فراهم نمود تا استمراري در آباداني و عمران شهر بوجود آيد و الا
نه تنها موزه پاسخگوي رنج و مرارت هاي يكصد سال اخير
مسجدسليمان نيست بلكه دردي به هزاران درد پيشين نيز
اضافه خواهد كرد .
انتظار براين بود كه چانه زني نماينده محترم مردم با مسئولين
جدي تر و گسترده تر باشد و تلاشها دراين راستا عيني تر گردد
تا مردم واقعاً احساس كنند كه نفت مي تواند بركت هم داشته
باشد .
گرپه ( گرپي)نام منطقه ای است که بین استان لرستان و استان خوزستان واقع شده است. برای رفتن به گرپه باید از ایستگاه تَله زنگ شروع به حرکت کرد و 4ساعت پیاده روی دارد تا به این منطقه وارد شد البته مسیر های آن بسیار سخت گذر هستند.
گرپه سرزمین بختیاری هایی است که به آنها گرپی می گویند. آنها انسان هایی بسيار مهربان ، مهمان نواز و با محبتی هستند که به دلیل دسترسیِ کمتر دیگران به آنها، کمتر دچار آسیبهای فرهنگی و تغییرات زیستی شده اند و از همین روی نمونه ی کاملی از ایرانی های کهن هستند. این منطقه گرمسیري بختياري است و آبشارهای زیبایی نیز دارد.
در گرپه فسیلهای زیادی از جانوران دریایی که بعضی از آنها بسیار بزرگ اند در محلی به نام بند سرخه وجود دارد که به بررسی های علمی نیاز دارند.
در این منطقه معادن دست نخورده زیادی وجود دارد که همه ی آنها ناگفته و پنهان مانده اند و دست انسان و فعالیتهای مخرب او هنوز به این منطقه نرسیده است.
در این منطقه پلنگهای زیادی نیز زندگی می کنند. گرپه دارای محل های زیادی است که هر کدام اسمی دارند که تعداد اسامی آنها به 132 نیز میرسد مانند:گرپی ره.بن سره.چیتال.و... . کوه بلند سالن نیز درگرپه نمایان است

زنده یاد کاوه گلستان
من مي خواهم صحنه هايي را به تو نشان دهم كه مثل سيلي به صورتت بخورد و امنيت تو را خدشه دار كند و به خطر بيندازد .
مي تواني نگاه نكني، مي تواني خاموش كني ، مي تواني هويت خود را پنهان كني ، مثل قاتلها ، اما نمي تواني جلوي حقيقت را بگيري ، هيچكس نمي تواند
كاوه گلستان
سالشمار زندگی کاوه گلستان
17 تير 1329 –تولد درآبادان
1332 – سکونت در تهران
1335 – شروع تحصيلات ابتدايی در دبستان روش نو
1341 – شروع تحصيلات متوسطه در دبيرستان البرز
1343 – کوچ به لندن و آغاز تحصيل در دبيرستان شبانه روزی ميلفيلد
1347 – بازگشت به تهران
50-1348 – کار در شرکت های تبليغاتی به عنوان عکاس و انيماتور
1352 – ازدواج با هنگامه جلالی
نخستين ماموريت مطبوعاتی برای تهيه عکس و گزارش جنگ دراير لند برای روزنامه کيهان
همکاری با ابراهيم گلستان در فيلم « اسرار گنج دره جنی » به عنوان عکاس و مجسمه ساز
انتشار کتاب « قلمکار» در کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان
عکاسی از کودکان گوشه و کنار ايران برای انتشارات فرانکلين جهت چاپ در کتابهای درسی
1353- نمايشگاه کولاژهای پولارويدی در گالری سيحون
نمايشگاه عکس های کودکان ايران در گالری سيحون
انتشار کتاب « گلاب » در کانون پرورش فکری کودکان ونو جوانان
1355- آغاز همکاری فعال با روزنامه آيندگان با چاپ گزارش سه گانه : کارگر ، مجنون ، روسپی
برگزاری نمايشگاه سه گانه در دانشگاه تهران و توقيف آن
1356- کار با مجله سبز
1357 – عکاسی گسترده از رويداد های انقلاب و کار با مجله تايم ، تهران مصور و نشريات ديگر
1358 – دريافت جايزه « رابرت کاپا » برای عکس هايش از انقلاب
عکاسی از در گيری ها و رويداد های سياسی و اجتماعی گوشه وکنار کشور
انتشار کتاب « شورش » از عکس های انقلاب با محمد صياد
1359 – حضور فعال در جبهه ها با آغاز جنگ
آغاز همکاری با آژانس های جهانی عکس
1360 – انتشار کتاب جنگ با آلفرد يعقوب زاده
انتشار کتاب « انقلاب نور » مجموعه عکس . کار گروهی
1362- تولد فرزندش مهرک و رفتن به لندن
تاسيس آژانس عکس ريفلکس و حضور های متناوب درايران برای عکاسی جنگ و ديگر رويداد ها
1360 – انتشار کتاب « غنچه ها در توفان » درباره حضور کودکان ونو جوانان در انقلاب .
کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان
1369 – شروع کار با دوربين ويديويی
1370 – ساخت مستند « ثبت حقيقت » که با پخش آن از کانال چهار انگلستان در ايران ممنوع الکار شد .
1371- مصاحبه های ويدئويی ، چهره های ادبيات ايران
1372 – تصوير برداری و تدوين مستند « گنگ خوابديده »
لغو ممنوعيت کار در پايان سال و آغاز کار با آسوشيتد پرس AP
1373 – آغاز تدريس عکاسی در دانشکده های هنری تهران
1376- تصوير برداری فيلم مستند « ماندن » با کارگردانی مانی حقيقی
1378- آغاز کار با بی بی سی
13 فروردين 1382 – مرگ در شمال عراق بر اثر انفجار مين
منبع : http://www.kavehgolestan.com/index-1.htm
عربهايي را مي گويند كه در مجاورت بختياريها زندگي ميكنند ، با ایشان وصلت کردهاند و از نظر رسم و رسوم و زبان و ... اشتراکات زیادی با بختیاریها پیدا کردهاند، اما در اصل بختياري نيستند .
در حقيقت عرب كمري ها ، اعرابي هستند كه اصطلاحا در كوه و كمر زندگي ميكنند ، و وجه تسميه آنها نيز همين نكته است .
زبان آنها در اصل عربي است كه به زبان عربي عراق بيشتر شبيه است تا اعراب خوزستان ولي به مرور زمان و بر اثر مراوده و تبادل فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي با اقوام بختياري با گويش بختياري تركيب شده و اصطلاحاتي مخصوص به خود پيداكرده است َ بطوري كه فهم آن هم براي اعراب خوزستان و هم براي بختياري ها ممكن نيست .
مثلاً: اصطلاح «چطور هستی؟» که در احوال پرسی به کار میرود به لهجهٔ عرب کمری میشود «چی چینَک» در حالی که همان به لهجهٔ عربهاي خوزستان و همچنین عربهای عراق میشود «اِشلونک». اما عبارت تخم مرغ به لهجهٔ عرب کمری میشود «بیاض» که عراقیها نیز همین اصطلاح را به کار میبرند درحالی که به لهجهٔ عربهای خوزستان میشود «دحرویة». همچنین تلفظ «ج» که اعراب خوزستان در بیشتر کلمات آن را به «ی» تبدیل کردهاند مثل «ریل» به جای «رجل» یا «دیایة» به جای «دجاجة» اما عرب کمریها همچنان «ج» راتلفظ میکنند.
عرب کمریها معمولاً هم به گویش بختیاری و هم به لهجهٔ عرب کمری و گاهی نیز به عربی خوزستانی تسلط کامل دارند.
عرب کمریها به دیگر اعراب خوزستان، اصطلاحاً عرب بَرّی میگویند عرب برّی یعنی عربهایی که در برّ یا زمین مسطح زندگی میکنند .
عرب کمری نیز شاخههای متعدد دارد و به دلیل وصلتهای زیاد و نزدیکی جغرافیایی با بختیاریها به مرور زیر شاخه قوم بختیاری ( طایفه دورکی ) قرار گرفت. اما اصل ایشان عرب است .
افسر ئي فخر بَسِه سي تو كه بعداِز مرگت
اسم ’لر تا به ابد زنده ز اشعار تو نه ِ
از جمله معروفترين سروده های وی «خدائيه» ، «عمروئيه» و «هميلا: مناظره پسر لر با دختر شهری» می باشد.
داراب افسر بختياری در تاريخ 1279 در چغاخور بختياری متولد شد. پدر وی آ اصلان احمد خسروی از بزرگان طايفه احمد خسروی (هفت لنگ بختياری ) و مادرش بی بی گوهر دختر حسينقلی خان ايلخانی می باشد.
داراب افسر از سن سی سالگی شروع به سرودن شعر نمود. و آنچنان در سرودن اشعار بختياری به شيوائی و استواری اهتمام نمود که اينک فرهيختگان ديار بختياری او را پدر شعر بختياری می نامند چنانکه در مورد وی ملک شعرای بهار نيز گفته بود : (کاری که فردوسی در زبان فارسی انجام داد ، افسر در زبان بختياری انجام داده است.)
داراب افسر در سال 1320مقيم اصفهان گرديد. ودر سال 1350 در همين شهر وفات نمود و در تخت فولاد ، تکيه مير بخاک سپرده شد.
اشعار دارب افسر در زمينه های عرفانی، عاشقانه، سياسی و در قالب های قصيده،غزل، قطعه، و... سروده شده است.
کتاب ديوان دارب افسر تاکنون دهها بار به چاپ رسيده و مورد استقبال فراوان قرار گرفته است .
از اشعار معروف او به زبان بختاری می توان به خدائيه، هميلا ،عمروئيه و رستاخيز مسجد سليمان اشاره کرد.
داراب افسر دوبار ازدواج نمود که حاصل آن پنچ فرزند می باشد.همسراول وی دخترعمويش بی بی فاطمه و همسر دومش عطيه خضوعی دختر موسقيدان معروف اصفهانی ميرزا حسين ساعت ساز بود.
شاهكار داراب افسر با عنوان
(خدائيه)
اي كه روزيَ همه خلق ز انبار ِ تونِه
آسمونها و زمين كِرده كردار ِ تو نه ِ
ئي همه نقش و نگاري كه مِنِه دنيا هِد
همه از پرتو يك جلوه ديدار ِ تو نه ِ
اَفتو و ئي همه نوري كه اِتاو ِه به زَمين
مختصر ذره اي از تابش رخسار ِ تو نه ِ
ئي همه آو كه به دريا چو’نو هيِِ موج اِزَنه
چكه اي از كَرَم آور گهربار ِ تو نه ِ
عاقلون هر چه ’كنِن فكر و اِبالِن به ’خوسون
اشتباه كِردنِه ’پاي ، جمله ز افكار تو نه ِ
هر كه رَهد از پي ِ مقصور و به مقصود رسيد
’او َنَرهد و َنَرسيده ’يوز ِ رفتار ِ تو نه ِ
هر حكيمي كه دوا داد و مريضِس خو، اِبيد
’او دواها همه از قيطي عطار ِ تو نه ِ
هر چه فردوسي و سعدي و نظامي ’گودِنه
همه سون اِز اثر ِ طبع ِ ’درَربار ِ تو نه ِ
پيراِبون خلق و همه سال تفاوت اِ’كنِن
غير ذات تو كه امسال ِ تو چي پار ِ تونه ِ
عرش ِ فرش كِردي و قِيلون ِ نِهاري ’گرَِلو
هر چه ’ورمون اِ’كنِن ’پاي همه آزار تو نه ِ
’گدييِه كِردمِه مختار، تو نه ِ ’ور’خو و بد
نيكنم’ زِت ’مو قبول ’يوسرو’يودار ِ تونه ِ
هر چه مو فكراِ’كنم ’پاك همه بر عكس اِبوون
كي به يَكسون اِزنِه ؟ ’پاي ’يو ز دربار تو نه ِ
هر شَر و شور به دنيا مِنِه مخلوقت اِبو
اِزَنيم يا اِ’كشيم پاك همه سون كارتونه
خان ِ چنگيز كه دنيانه ِ سر اِز ته ’رفتَي
هر چه بد كِرد بِه مردم همه وادار ِتونه ِ
شاه تيمور كه مشهور به خين ريزي بيد
كمترين بنده اي اِز مردم ِ تاتار تونه ِ
يه نفر كِي اِتَرِس ئي همه آ’دم بِكشِه ؟
او نَكشت ، دست ِتوبيد ، قدرت ِ قهار ِ تونه ِ
وَنديه جنگ اروپا و تَپِستي تَه ِ عرش
هر چه ’مردِن مِنِه جنگ خين ِ همه بار ِ تو نه ِ
نيگو’هم كه ، زِ عربها به عجم ها چه رسي
همه دونِن كه چه بيد چونكه ’هوشاهكار تونه ِ
هر رسولي اِفِرِستي و كتابي داره
يا ’كرِت يا’كرِ گَو’ت يا كه جلودار ِ تو نه ِ
آ’دمِه گول اِزَني و اِ’كونيس ’ور مِنِه باغ
اِنِهي تِرد بريشِس كه يو دي، وار ِ تو نه ِ
آبِر’وسِه اِبَري سي دو سه كَپ گَندم و جو
سي چه گندم نخورِه پَس ’يوچه سركار ِ تو نه ِ
هو كه شيطونِه و ئي گولِ به آ’دم زِيدِه
گوش و ’نفتِس بكَنَي خوس ’دزَ بازار تو نه ِ
باغِتِه ’رفت به َيه شَو و ’گر’هد از چنگِت
ميل ِ ’خت بيد كه بَرِه َارنه گرفتار تو نه ِ
’گديه ِ روز قيامت زِ ’لر اِ’خوم ’مو حِساو
تو چه داديس؟ ’هو چه داره؟ چه بدهكار ِ تو نه ِ
’كر يارونه ِ اتومبيل ’سواري چدادي
منكر بيدِنِته ، ’لر كه طرفدار ِ تو نه ِ
حق تو داري بكني هر چه به دنيا بِخويي
چون همه بيد و نَبيد زِنده زِ پِندار ِ تو نه ِ
هر بنايي كه بسازِن همه ويرون اِبوهه
غير پاينده فقط گنبد دوار تو نه ِ
افسر ئي فخر بَسِه سي تو كه بعد اِز مرگت
اسم ’لر تا به ابد زنده ز اشعار تو نه ِ