رمان وقتي فاخته مي خواند نوشته غلامرضا رضايي نقد ميشود
اين نشست ساعت ۱۸ روز سه شنبه (دوازدهم خردادماه)همزمان با برگزاري نمايشگاه استاني كتاب خوزستان در غرفه سراي اهل قلم نمايشگاه واقع در محل دايمي نمايشگاه هاي اهواز برگزار مي شود . وقتي فاخته مي خواند بعد از دو مجموعه داستاني سومين اثر داستاني اين نويسنده مسجدسليماني و نخستين رمان اوست كه زمستان ۸۷ از سوي نشر چشمه منتشر شده است .
دكتر علي نهاوندي از نخستين پزشكان ايراني و از معدود بازماندگان نسل دوم كاركنان صنعت نفت ايران در سن 95 سالگي دار فاني را وداع گفت. دكتر نهاوندي اواخر هفته گذشته پس از يك دوره كوتاه شيمي
درماني ، در اصفهان درگذشت.
دكتر علي نهاوندي در سال 1293 در يك خانواده روحاني و ريشه دار ايراني، در چهارراه حسن آباد تهران ديده به جهان گشود. پدرش حاج علي اكبر نهاوندي از معممين عصر قاجار و يكي از بازماندگان جنبش مشروطه بود كه در دوره رضاشاه خلع لباس و به اصطلاح مكلا شده بود.
اين پزشك متخصص و جراح حاذق ايراني جزو اولين فارغ التحصيلان دانشكده طب دانشگاه تهران بود كه پس از گذراندن دوره تخصص چشم پزشكي به استخدام شركت نفت جنوب درآمد.
نهاوندي در سال 1327 به آبادان رفته و پس از قطعي شدن مراحل استخدام، به مسجدسليمان كه درآن روزگار در اوج رونق و شكوه بود، اعزام شده بود تا پيشقراول نخستين پزشكان ايراني جايگزين كادر درماني هندي تبار و انگليسي بيمارستان نفت شود؛ زماني كه او به مسجدسليمان وارد شد 34 سال از زمان تاسيس بيمارستان نفت به دست دكتر "يانگ" مي گذشت و تا آن زمان اداره تمام امور بيمارستان همچنان به دست خارجي ها انجام مي شد.
دكتر نهاوندي از آن تاريخ به مدت 50 سال در زادگاه نفت، رحل اقامت افكنده و علي رغم تمامي نابساماني ها تا سال 1376 خورشيدي، در آن سامان باقي ماند تا به رسالت پزشكي خود مطابق با بند بند قسم نامه بقراط ، جامه عمل بپوشاند؛ او تا سال 51 شمسي تنها متخصص چشم در مناطق نفتخيز جنوب بود با اين وجود رسيدگي به حال خيل بيماران محروم و مردم تنگدست ساكن سرزمين نفت را پاسخي روشن به نداي وجدانش مي دانست و تا آخرين روزهاي عمرش به اين باور پايبند بود .
وي درباره اقامت طولاني خود در مسجدسليمان و همچنين در توجيه ادامه اين روند پس از بازنشستگي، مي گويد:" ابتدا جذب و شيفته بافت صميمي اش شدم و مردماني كه آدم شناس بودند و بين خوب و بد فرق مي گذاشتند. بعدها به خاطر محروميتي كه شاهدش بودم ،تصميم گرفتم همانجا بمانم .احساس مي كردم به حضورم نياز دارند." به هرحال نيم قرن خدمت دكتر نهاوندي در منطقه محروم مسجدسليمان آن هم بدون چشم داشت مادي ، درس خوبي براي پزشكان جوان امروزي است تا همچون اسلاف خود شرافت پزشكي را در خدمت به مردم و مناطق محروم ديده و اين حرفه مقدس را صرفا دستمايه رسيدن به ثروت و آسايش خود قرار ندهند.
علي نهاوندي در دهه هاي 30 و 40 به همراه يكي دو تن از پزشكان ايراني بيمارستان نفت مسجدسليمان براي مبارزه با بيماري تراخم كمر همت بسته و تا ريشه كني اين بيماري فراگير در سرزمين هاي نفتي جنوب از پاي ننشست.
او با شجاعتي مثال زدني سوار برهواپيماهاي 4 باله راپيد كه از زمان جنگ جهاني در ايران باقي مانده و در اختيار شركت نفت انگليس و ايران بود، هفته اي دو يا سه بار به مناطق نفتي اهواز، هفت كل، نفت سفيد و آغاجاري سفر كرده و بيماران و افراد دردمند را مداوا مي نمود.
دكتر نهاوندي در طول 50 سال اقامت خود در مسجدسليمان تنها يك بار به مدت طولاني شهر محبوب خود را ترك كرد و آن زماني بود كه از طرف شركت براي تكميل دوره تخصص خود به انگلستان سفر كرد و حدود يك سال بعد مجددا به مسجدسليمان برگشته و خدمت به هموطنانش را از سر گرفت.
او در جريان خلع يد و پس از خروج دسته جمعي انگليسي ها، با كمك چند دستيار و پرستار مانع از توقف كار بيمارستان نفت مسجدسليمان شد و با وجود اينكه در اين دوره تاكيد زيادي بر قطع ارائه خدمات به افراد غير شركتي مي شد،او بي اعتنا به دستورات ابلاغي از مركز، همچنان بين بيماران شركتي و غير شركتي تفاوتي قائل نمي شد تا جايي كه ادامه اين شيوه، براي مدتي رابطه او ومديران بهداشت و درمان نفت را شكرآب نمود. اما نهاوندي علي رغم همه فشارها، تا پايان دوره خدمتش، يك روز در هفته را به مداواي بيماران نيازمند اختصاص داده و به وظايف و تعهدات حرفه اي خود عمل مي كرد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و آغاز جنگ تحميلي ، دكتر كه در اين زمان دوران ميانسالي را پشت سر گداشته و انتظار مي رفت به مناطق امن پناه ببرد، در مسجدسليمان ماند و به درمان مجروحان جنگ و بمباران هاي پي در پي دشمن پرداخت ؛ در اين دوره گاه به دليل كمبود كادر درماني دكتر نهاوندي در نقش پرستار ،امدادگر و تكنسين راديولوژي نيز ظاهر شده و گاه بيماران را به دوش كشيده و يا برانكارد جابجا مي كرد.
دكتر علي نهاوندي از تبار نسل اول پزشكان ايراني است كه با آميزش حرفه پزشكي و مددكاري اجتماعي ، اين حرفه را شرافت بخشيده اند.او به همراه دستيارانش در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي ، تمام سرزمين هاي نفتخيز جنوب را زير گام هاي خود درآورده و به معاينه خانه به خانه بيماران شتافته و آنگونه كه ذكر شد بيماري شايع تراخم را كه در آن روزگار اپيدمي شهرهاي جنوب بود ريشه كن نمودند.
به نظر مي رسد او با 5دهه خدمت رايگان، ساده زيستي و به اصطلاح قاطي شدن با مردم ساده كوچه و بازار ،ضمن انتقاد به مقررات تبعيض آميز كارگري-كارمندي،به نوعي اشرافيت طبقه حاكم بر صنعت نفت در رژيم گذشته را نيز به ريشخند مي گرفت و شايد هم مي خواست بخشي از جفاي رفته بر مردمان ساكن شهر نفت را جبران نمايد.
اما ويژگي هاي شخصيتي استاد نهاوندي و علايق و دلبستگي هاي شخصي او نيز بسيار جالب و خواندني است: او موسس باشگاه سواركاران مسجدسليمان بود.در جواني در مدرسه دارالفنون فرانسوي آموخته و قبل از ورود به دانشكده پزشكي مدتي تعليم و تدريس زبان فرانسه پرداخته بود به همين جهت فرانسوي را بهتر از انگليسي تكلم مي نمود. او مجموعه اي از خاطرات تلخ و شيرين نيم قرن زندگي در زادگاه صنعت نفت ايران را در حافظه خود داشت؛ از سالهاي سيطره استعمارگران انگليسي گرفته تا جريانات خيزش ملي شدن صنعت نفت و سفرهاي پياپي هيئت هاي خلع يد و يا جنگ هاي حكومت با عشاير جنوب و... بخشي از محفوظات ذهني او بود.
مجموعه اين توانمندي ها علي نهاوندي را به شخصيتي محبوب، بي نياز از تمجيد ديگران و شيفته خدمت به مردم مبدل ساخته بود كه دور از هياهوي دهه هاي 30 و 40 ، دل به قشلاق رنگ پريده مسجدسليمان باخته و همجواري مردمان ايلياتي اين ديار را خوشتر از اقامت در پايتخت و يا اروپا يافته بود. او با وجود كهولت سن و مشكلات دوران سالخوردگي ، همچنان مطالعه كتاب را به عنوان يكي از علايق و يادگارهاي دوران جواني اش حفظ كرده و ساعاتي از شبانه روز را صرف مطالعه و تحقيق مي كرد و از اين كار لذت مي برد و از مصاحبت با مردم و كارگران بازنشسته نفت كه در ويلاشهر اصفهان خانه داشته و گهگاه به منزل او رفت و آمد مي نمودند، به جهت يادآوري خاطرات سالهاي جواني اش بسيار خشنود مي شد.
اين پزشك مردمي و محبوب در پرونده كاري خود سابقه 5 هزار عمل جراحي را ثبت كرده است كه تقريبا نيمي از آنها در شرايط اضطراري انجام شده و هيچ ارتباطي با چشم پزشكي نداشته است. او در تمام مدت عمر خود هيچ وجهي از بيماران دريافت نكرد.هيچگاه مطبي داير ننمود و در تمام سالهاي اقامت مسجدسليمان پول دارو و عينك بيماران نيازمند را شخصا تقبل و بخشي از حقوق بازنشستگي اش را نيز بين چند خانواده تهيدست تقسيم مي كرد.
بررسي زبان اجتماعي در سه شهر اهواز ، آبادان و مسجدسليمان
واژه تلفظ با تکیه فارسی معنيِ کاربردی اصلِ انگليسي
transport انتقال /tenæsport/ تِنسپورت
tennis boy توپ جمع کنِ /tenisboy/ تِنيس بوي
taxi تاکسي /teysi/ تِيْسي
tail/tile تير چراغ برق /teyl/ تِيْل
time وقت ٬ زمان /teym/ تِيْم
baloon فرودگاه /• jabalon/ جابالون
geologist زمين شناس /• jale•jis/ جالِجيس
Gitype نام محله ای در مسجدسلیمان /• jiteyp/ جي تِيْپ
نوعی از منازل سازمانی شرکت نفت میباشد که به کارمندان داده میشود
Charter هواپيماهاي دربستی /•carter/ چارتِر
Checker کنترل کننده /•ceker/ چِکِر
Checkman کنترل کننده نهایی /•cekmæn/ چِکمَن
cheat(?) کاغذ حقوق /•(statement ) چيتي
dodge ball بازي وسطي /da•zbal/ داژبال
W.C. دست شويي /dæbelusi/ دَبِليوسي
Driver راننده /dereyvel دِرِيْوِل
Drum بشکه /doram/ دُرام
to dress شيک کردن /deres دِرِس کردن
Doctor دکتر ٬ پزشک /doydor/ دُيْدُر
Die s حديده٬ ابزار /deys/ دِيْس
Duty مأموريتي /diyuti/ ديوتي
Report گزارش /raport/ راپُرت
wrong side حرکت خلاف /ramseyd/ رام سِيد
rubber (?) کفش کتاني rebel/ رِبِل
reservation رزرواسيون ٬ ذخيره /rezerveyšen/ ِروِيْشِن
Rest استراحت /rest/ رِست
rest house استراحتگاه /restowz/ رِستُوْز
Ration جيره آذوقه /ræšæn/or رَشِ
ration pool مکان توزیع جیره آذوقه رَشَندپول
role فرمان تومبيل /rol/ رُل
Ram فرم کامپيوتريِ /ræn/ رَن
saket/ پریز برق ساکت
supper tass ظرف غذاي سفری/sepertas/ سِپِرتاس
cycle, دوچرخه /sekel/ سِکِل
Slack شُل ٬ هرزشده /selak/ سِلاک
/selen•j / سلِنج يا جرثقيل به طور عام
sealing tape نوارچسبِ /seloteyp/ سِلوتِيْپ
solo tape نوار چسب مشکي مخصوص ارهاي فني
cylinder سيلندر گاز /selender/ سِلندِر/ سِلِند
cement سيمان /sæmænt/ سَمَنت
center store فروشگاه مرکزيِ /senterestor/ سِنتِراِستور
center bolt محور تعادل اتومبیل senterbolt/ سِنتِربولْت
Silo ا نبارگندم /silu/ سيلو
Switch کليد ماشين /suwi•c/ سوييچ
Senior کارمند عالي رتبه /siniyor/ سينيور
Saving پس انداز /seyvinÉ/ سِيْوينگ
Short اتصال برق /šart/ شارت
/šarti/ شارتي
Sheet دسته کاغذ /šit/ شيت
Shoot سوت کارخانه /šit/ شيت
Shift نوبت کار /šift/ شيفت
shoot شوت /šut/ شوت کردن یا شوتي
این واژ در عملیات زمین شناسی کاربرد دارد
بررسي زبان اجتماعي در سه شهر اهواز ، آبادان و مسجدسليمان
در بخش نخست این تحقیق بر اساس حروف الفبا تعدادی از واژه ای قرضی آورده شده ، و در ادامه نيز ساير واژه ها عرضه ميگردد .
فرصت را مغتنم شمرده از تمامي همتباران و صاحب نظران تقاضا دارد واژه هاي مورد نظر خود را از طريق كامنت و يا ايميل ارسال نموده تا شايد كمكي به غني تر كردن اين مجموعه بشود و ساير همتباران و علاقه مندان نيز از آن بهره مند گردند.
واژه تلفظ با تکیه فارسی معنيِ کاربردی اصلِ انگليسي
bayrum اتاق خدمتكار در خانه شركت نفت /bayrum/ بايروم
by chance اتفاقي بودن قرار قبلي /bayšans/ باي شانس
Bus سرويس اتوبوس /bæs/ بَس شرکت
back pay اضافه حقوق /bækpey/ بکَ پِي
bluff لاف زدن /bolof/ بلف زدن
black list ليست سياه /belæklist/ بِلَک ليست
pump ؛ تلمبه آب /bæmbæw/ بَمبَو
Bent کج ٬ خميده /bent/ بِنت
Bungalow ساختمان درجه /bængele/ بَنگِله
Bush خلاص boš/ بوش
Bush دنده خلاص كردن /buš/ بوش کردن
book ذخيره کردن /buk/ بوك
Booking اسم نويسي /buking/ بوکينگ
Bolt پيچ و مهره /bolt/ بُلت
base پايه حقوقي /beys/ بِيْس
Boiler ميله وسط خميده /beylær/ بِيْلر
boiler suit لباس كار /beylærsut/ بِيلرسوت
beam تيرآهن /bim/ بيم
part time نيمه وقت /parteym/ پارت تِيم
petrol بنزين etrol/ پِترُل
Personnel کارکنان /persenel/ پِرسِنِل
Plug تِنکي دوشاخه /pelag/ پِ لاگ
trip دفعه٬ مرتبه ٬ بار /tirip/ تيريپ
Training آموزش؛ دوره /tereyniÉ تِرِيْ نينگ
tomato گوجه فرنگي /tæmate/ تَماتِه
or يا /temate/ تِماته
بررسي زبان اجتماعي در سه شهر اهواز ، آبادان و مسجدسليمان
واژه هايي که در اين مقاله فهرست شده اند حاصل تحقيقي است که حدود سال ٬١٣٧٣در سه شهر اهواز ٬ آبادان و مسجدسليمان ٬ انجام گرفت. هدف از اين تحقيق گردآوري وام واژه هاي انگليسي موجود در گويش هاي اين سه شهر بود.از حدود نود سال پيش ٬ هم زمان با اکتشاف نفت در منطقه بختياري و استان خوزستان و تأسيس شرکت نفت ايران و انگليس ٬ پديده قرض گيري واژگاني بسيارگسترده و عميقي در مناطق ياد شده شکل گرفت. به طوري که بسياري از اين واژه ها هنوز هم در مکالمات روزمره و عادي مردم کاربرد اساسي دارند.
براي گردآوري اين واژه ها ٬ علاوه بر تکيه بر محفوظات خود ٬ در طي چهار ماه ٬ دوبار به شهرهاي نام برده سفر کردم. يافتن منبع براي اين تحقيق چندان کار مشکلي نبود ٬چون تقريباً تمام گروه هاي سني زن و مردِ ساکن در شهرهاي مورد تحقيق اين واژه ها رادر گفتگوهاي روزانه خود به کار مي برند و ٬ به عبارتي
٬ واژه ها نسل به نسل منتقل شده اند ٬ به طوري که افراد جوانتر اغلب حتي از قرضي بودن يا انگليسي بودن اصل واژه بي اطلاع اند. آنان ٬ در مواردي ٬ گمان مي کردند که واژه بختياري يا محلي است.
در تهيه اين فهرست ٬ سعي شده است که حتي الامکان واژه هايي آورده شوند که بالاخص در اين مناطق کاربرد دارند. آن واژه هاي قرضي که به طور عام وارد زبان فارسي شده اند ٬ از قبيل تلفن ٬ راديو ٬ تاير ٬ پليس ٬ آمبولانس مدنظر نبوده اند. واژه هاي فهرست شده داراي فراواني کاربرد يکسان نيستند. در متن اصلي تحقيق ٬ سعي شده است که ٬ با مثال هايي دقيق ٬ بافت و زمينه کاربرد و گاه حتي زمان و دوران کاربرد آنها مشخص گردد. اما ٬ در اين جا ٬ براي پيش گيري از زياد شدن حجم کار ٬ مثال ها حذف شده اند.
اين فهرست را مي توان در حکم مادّه اوليه براي تحقيقات متعدد بعدي به کار برد. براي مثال ٬ در اين جا واژه ها تنها داراي ترتيب الفبايي هستند ٬ در حالي که ميتوان آنها را بر حسب حوزه هاي معنايي و کاربردي (ابزار کار ٬ اصطلاحات اداري ٬ وسايل زندگي) دسته بندي کرد و از اين طريق نشان داد که تماس ها در کدام حوزه ها بيشتر بوده است. با کمي دقت مشاهده مي شود که در بعضي از اين واژه ها تغييرات معنايي صورت بررسي تغييرات معنايي .(« اخراج » به معني finished محرّف fenest گرفته است ) مانند از اين دست هم وجه جالب توجهي براي تحقيقات بعدي است.
از سوي ديگر ٬ چنانچه انتظار مي رود ٬ در طي اين روند قرض گيري ٬ تلفظِ تقريباً تمامي واژه ها دستخوش تغيير شده است. بررسي اين تغييرات تلفظي و ارائه قواعد حاکم بر آنها نيز کار جالب ديگري است که با اين مواد مي توان انجام داد. اين کار ٬ به ويژه در مواردي که تغييرات قابل ملاحظه است ٬ مانند اسپکتور ٬ انگلان ٬ بَمبو ٬ دريول ٬ رستوزو ٬ جالب تر به نظر مي رسد.
به دنبالِ فهرست اصلي ٬ دو فهرست ديگر نيز آورده شده است. اولي ٬ فهرست افعال مرکبي است که از ترکيب واژه هاي قرضي انگليسي با افعال مرکب ساز (کردن ٬ شدن ٬ زدن) ساخته شده اند و کاربرد بسيار دارند. فهرست دوم در بردارنده اسامي شماري از محله هاي سه شهر نام برده است. اين محله ها نسبتاً قديمي اند و ٬ تقريباً هم زمان با شکل گيري شرکت نفت و گسترش تأسيسات آن ٬ به وجود آمده اند. همان طور که انتظار مي رود ٬ چون مسجدسليمان از دو شهر ديگر قديمي تر است و اساساً با تأسيس شرکت نفت در آن جا شکل گرفت ٬ داراي محله هاي بيشتري با اسامي انگليسي است .
واژه تلفظ با تکیه فارسی معنيِ کاربردی اصلِ انگليسي
آف ( af )پایان کار بي کاری /تعطيلي off
آفیس hafiz (حفیض) اداره office
آفيس بوي afis boy پادو office boy
ان کال ankal حاضر برای خدمت on call
آی دینتیتی کارت identity kart کارت شناسایی aydentiti card
ارکاندیشن erkandishen سرد کننده و تهویه هوا Air conditioner
اسپکتور espektor بازرس ، كنترل كننده Inspector
استارت estart شروع ( فعل : شروع كردن) start
اِستَف اِستور estaf estor فروشگاه كارمندي staff store
اِستَمپ estamp مهر stamp
اِ ستندباي estandbay آماده بكار stand by
اِستور estor/ or / ostor فروشگاه store
اِستِيْت مِنت esteytment صورت حساب حقوق statement
اِستِيْشن esteyšen ايستگاه ، نام محل station
اِ سکراب 'eskerab سنباده كشيدن scrape
اِس کيو eskiyu خانه اي در اجاره شركت نفت S.Q
اسکوراسپانه 'eskurespane اَچار square
اکسچنج
'eks§cenj اطلاعات تلفن exchangeاَلُوانس 'ælovans فوق العاده allowance
اَلوکِيْت کار ælokeytkar اتومبيل اداری allocate car
اِم آي اِس
emayes مسجدسليمان M.I.Sاِمِرجِنسي 'emerjensi اضطراري
emergencyاِم.پي 'empi مامور شرکت نفت برای کنترل اتومبیل های شرکت m.p
اَنتَرناش
'æntærnaš ماشین های بزرگ ۱۸ چرخ nternationalاِنگِلان 'ængelan آهن نبشی شرکت ملی نفت ايران angle iron
اِ ن آي اوسي 'enayosi شرکت ملی نفت ایران N.I.O.C
اُت 'ot ( صفت )معنای کسی که تو باغ نیست out
اُوِرتَِيْم overtyem اضافه کاري overtime
اينکووِيري
inkuveyri اطلاعات ۱۱۸ ِ خانه خدمات کار درمنازل شرکت نفت inquiryادامه دارد....
برگرفته از: نفت نیوزhttp://www.naftnews.net
نویسنده : مهندس علی رحمانی دانشجوی دكتری زمين شناسی دانشگاه اصفهان و كارشناس ارشد چينه شناسی شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب
چکیده :
کوهستان عظيم زاگرس، اين نگين انگشتري کوههاي کشور، به دليل داشتن مناظر زيبا، چشم انداز های چشم نواز، عجايب و شگفتي هاي زمين شناختي بي همتا در پهنه گسترده خويش، از نظر جاذبه هاي گردشگري زمين شناسي (Geotourism) و ژئو پارك ها (Geopark) از قابليت و پتانسيل بالايي برخوردار است كه در ايران كم نظير مي باشد. اين مقاله به معرفي اين قابليت ها و پتانسيل ها می پردازد.
مقدمه:
ژئوتوريسم گزينه اي تازه در گردشگري مي باشد که توسط نبوي (1378) براي اولين بار در کشور معرفي گرديد. پس از آن عمده کار هاي صورت گرفته در زمينه ژئوتوريسم ايران، مربوط به مطالعات امري كاظمي (1381، 1383 و 1385) مجري طرح ژئوتوريسم سازمان زمين شناسي کشور مي باشد.
در زمينه ژئوتوريسم ناحيه كوهستاني زاگرس در سال هاي اخير چند مقاله با عنوان ژئوتوريسم بزرگ ترين نودول هاي آهکي ايران (1384)، ژئوتوريسم بزرگ ترين بوديناژ هاي ايران (1385)، ژئوتوريسم کوه سوخته اميديه (1385) و ژئوتوريسم چشمه هاي گازي گنبد لران (1386) توسط رحماني و همكاران ارائه شده است و مقالاتي نيز موضوع ايجاد ژئوپارك براي برخي مناطق زاگرس مطرح كرده اند. (پرهامي و همكاران، 1387)، (جعفري، 1387)، (ساكت و همكاران، 1387)، (طاهري، 1387) و (قاسمي، 1387).
مقاله هاي فوق به صورت موردي فقط بخش كوچكي از توانمندي ها و استعداد هاي ژئوتوريستي زاگرس را به نمايش گذاشته اند و هنوز بخش هاي عمده اي از قابليت هاي اين سرزمين كوهستاني از نظر دور مانده است و آنطور که بايد و شايد به آن پرداخته نشده است. در اين مقاله به صورت كلي به معرفي برخي از اين پتانسيل ها (به خصوص در زاگرس جنوبي) پرداخته مي شود.
پتانسيل و قابليت هاي ژئوتوريستي زاگرس
زاگرس که جزء کمربند چين خورده آلپ- هيماليا مي باشد، همانند قوس عظيمي سراسر غرب و جنوب غرب کشور را فرا گرفته است.
زاگرس که از جمله باشکوه ترين و عظيم ترين رشته کوههاي جهان است، سرچشمه بزرگترين رودهاي
ايران بوده و بيش از نيمي از شهرها و اماکن مسکوني کشور را در خود جاي داده است و بسياري از مناطق آن با زيباترين نواحي جهان برابري مي کند (جعفري، 1368).
زاگرس براساس نظر نبوي (1378) تك پديده هاي زمين شناسي كشوري مانند آبشار مارگون (سپيدان فارس)، تنگ براق رودخانه كر(سده فارس)، آسياب سنگي (داراب فارس)، شكاف شرمل (چوار ايلام) و زمين لغزه سيمره (انديمشك خوزستان) را دارد كه در كشور تنها يك نمونه از آنها وجود دارد و بي همتا (Unique) مي باشند.
زاگرس براساس نظر نبوي (1378) تك پديده هاي زمين شناسي استاني مانند زاغه هاي درون آبرفتي (داراب فارس)، پديده بابا كركر (قروه كردستان) و آبخورك كوهستاني (چهار محال و بختياري) را دارد كه كه در گستره يك استان همتا ندارند.
زاگرس از نظر داشتن گنبد هاي نمکي دست ساير پهنه هاي زمين شناسي کشور را از پشت بسته است. در زاگرس جنوبي در حواشي شهر هاي بندر عباس، لار، داراب، جهرم و زرين دشت، کوههاي کله قندي نمکي رنگارنگ از دل زمين سر بر آورده و مناظر زمين شناسي بديع و فوق العاده تماشايي خلق کرده است که هر بيننده اي را عاشق رنگ و رخسار خود مي کند. اينگونه گنبد ها ازجمله پديده هاي استثنايي و كم نظير در دنيا محسوب مي شوند.
زاگرس مشتمل بر تاقديس ها و ناوديس هاي کوچک و بزرگ فراواني مي باشد که در آغوش هم و درپي همديگر در روند کلي شمال باختري - جنوب خاوري کشيده شده اند. در دامنه تاقديس ها جوامع جنگلي بلوط و بنه و مراتع سرسبز چشم نواز مي باشند و در دامن ناوديس ها سرسبزترين چمنزار ها، پرآب ترين رودها، پرمحصول ترين باغ ها و پرجمعيت ترين شهر ها و روستاها به چشم مي آيند.
زاگرس ازجمله فعال ترين مناطق زمين شناسي ايران از لحاظ لرزه خيزي مي باشد و در اين رشته کوه
گسل هاي فراواني وجود دارد که معروف ترين آنها عبارتند از: راندگي اصلي زاگرس و گسل هاي دورود، نهاوند، کازرون، صحنه، مرواريد، پيرانشهر، کارون، دنا (دينا)، ميناب، اردل، زردکوه، آغاجاري و مارون
زاگرس درياچه هاي معروفي همچون طشک و بختگان (ني ريز)، مهارلو و دشت ارژن (شيراز)، پريشان يا فامور (کازرون)، و درياچه هاي ناشناخته اي مانند درياچه آب بوندار (ايذه)، مورد زرد زيلايي (ياسوج) و شط تمي (اليگودرز) دارد (آقانباتي،1383).
زاگرس ميراث هاي چينه و فسيل شناسي ارزشمند وگرانبهاي فراواني از قبيل مقطع تيپ و مقطع مرجع سازند هاي زمين شناسي، رخنمون هاي واقعا زيبا و کامل آموزشي چينه شناسي، ذخاير فسيلي، فسيل هاي اثري، ساختار هاي رسوبي درشت مقياس، سطوح سکانسي و ناپيوستگي ها دارد كه از نظر آموزشي و تفريحي بسيار مهم مي باشند.
زاگرس در داشتن علائم و شواهد تراوشات سطحي مواد هيدرکربوري گوي سبقت را از ديگر نواحي زمين شناسي کشور ربوده است. آتش هاي جاودان، چشمه هاي گازي، چشمه هاي نفتي، روانه هاي آسفالت و قير طبيعي اين سلسله جبال، از جمله ديدني ترين جاذبه هاي زمين شناسي اين مرز و بوم مي باشد.
زاگرس مالک بي چون و چراي بيشترين ميادين نفتي ايران زمين و عظيم ترين ميادين گازي جهان مي باشد و قباله معادن فلزي و غير فلزي زياد نيز به نام خود به ثبت رسانده است.
زاگرس ايران همواره با افتخار و سربلند مدال داشتن اولين چاه نفتي خاورميانه که صد سال پيش در دل کوههاي آهکي مسجد سليمان به طلاي سياه رسيد را يدک مي کشد.
زاگرس در طول عمر پر فراز و نشيب خود راز و رموز زمين شناسي فراواني در سينه دارد و كوهزايي هاي زيادي را پشت سر گذاشته است كه آثار و شواهد يكايك آنها در چينه هاي رخنمون يافته به اشكال زيبايي خودنمايي مي كنند.
زاگرس بر اساس نتايج جديد ( Bruthans, 2006) همواره افتخار دارد كه از تمامي نواحي دنيا پيشي گرفته و نشان طولاني ترين غار نمكي جهان را ( واقع در جزيره قشم) به گردن خويش آويخته و داراي پنجمين غار نمكي جهان ( واقع در جزيره هرمز) مي باشد.
زاگرس همسايه ديوار به ديوار خليج هميشه فارس ايران است. موج هاي خروشان آبهاي نيلگون اين درياي كهن پارسي هرگاه به بذل و بخشش پرداخته و آبي به سر و صورت سواحل همجوار خود زده مناظر زيبايي آفريده است.
زاگرس بهشت اشكال زيبا و فرايند هاي شگفت انگيز فرسايشي است. هرجا كه دست تواناي فرسايش پا به عرصه گسترده زمين گذاشته، به هنر نمايي پرداخته، شاهكار كرده و آثار فوق العاده اي به تصوير كشيده است. فرسايش هزار دره در مارن هاي رنگين، خندق هاي عميق، عريض و طويل در سازند هاي نرم، زمين لغزش هاي ريز و درشت و فرسايش كنار رودخانه اي از آن جمله اند.
زاگرس در حاشيه شمال شرقي خود مزين به آميزه هاي رنگين و راديولاريت هايي است كه از اقيانوس تتيس جوان به ارث برده است.
ادامه مطلب
در معرفي و بازتاب دومين جشنواره شعر بنه وار ، با انگيزه اطلاع رساني و همراهي در اشاعه فرهنگ لر و بختياري و همياري با همتباران و دوستان بنه واري ، پيامي توسط همتباري ناشناس گذاشته شده بود كه متاسفانه در شان قلم و انديشه و فضاي رسانه اي نبود .
كاش اين قبيل دوستان به اين نكته توجه داشته باشند كه فضاي وب بعنوان رسانه اي سودمند كه به
آساني هم قابل دسترس هست ، جايگاه تعامل انديشه و تبادل ديدگاهها ست و نبايد آن را به عرصه تسويه حسابهاي شخصي و مسايل بين فردي تبديل كرد .
شوربختانه نتيجه تلخ اينگونه برخوردها فقط موجب فرصت سوزي و ايجاد فضاي نوميدي در ميان اصحاب قلم و انديشه خواهد شد و هيچ كمكي به بهسازي فرهنگي و تعامل گروهي در رسانه اي قدرتمند مثل اينترنت نخواهد كرد .
به اين دسته از دوستان برادرانه و عاجزانه توصيه ميكنم خود را در كمند چنين مسايل سخيفي گرفتار نكنند و همواره به اخلاق و مناسبات رسانه اي توجه داشته باشند . در ادامه اين بحث بنظرم رسيد خواندن مطلب زير نيز خالي از لطف و فايده نباشد .
جامعه امروز به طور روزافزون از جنبه های آموزشی، ارتباطات، اطلاعات، اقتصاد، بازار و جز آن به تکنولوژی های ارتباطی و شبکه های اطلاعاتی وابسته شده است. با گسترش و نفوذ این تکنولوژی ها در چارچوب های بیرون از نهادهای علمی و پژوهشی و مبدل شدن آن به محیط هایی از نوع خانگی و یا اقتصادی و ... برداشت های تازه ای از رابطه اخلاقیات را با آن مطرح کرده است و از این طریق نگرانی ها و پرسش های فراوانی را به وجود آورده است.
یکی از پرسش های بنیادین این است که با توجه به فضای باز اطلاعاتی جدید که اطلاعات افراد را از هر قید و بند ناخواسته ای آزاد می کند و گزینه های افراد را افزایش می دهد، در این شرایط نظام های اخلاقی ، در چالش و کشمکش با تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی چگونه باید عمل کنند؟ آیا باید با ایجاد دشواری همه گناه را به تحولات ساختاری و آنان که تحولات ساختاری را آشکار و شفاف می کنند، نسبت دهند یا اینکه به دنبال راه حل های منطقی و صحیح باشند تا بتوانند اخلاق یا به تعبیر ي ديگر اخلاق اطلاعات را به اخلاق عملی تبدیل سازند.
همانگونه كه هرگونه محدودیت بر روی شبکه های اطلاعاتی در عین آنکه می تواند از بسیاری از مشکلات اخلاقی جلوگیری کند، ممکن است افرادی را از حق داشتن و کسب اطلاعات مفید محروم سازد. در اینجاست که اخلاقیون فقط با ترجیح خیر کثیر بر شر قلیل در مقایسه میان مفاسد و مصالح جامعه بدین اقتضا می رسند که برخی لوازم و پیامدهای غیراخلاقی یا ضد اخلاقی از منظر خویش را تحمل کنند. اما اگر اخلاق در برابر مصلحت عمومی حرف اول را بزند می تواند حتی به خاطر یک شر قلیل، خیر کثیری را از میان راه بردارد.
یکی از مبانی عملکرد اینترنت در رابطه قراردادن طرفین ارتباط است و برای برقراری کیفیت متناسب از نظر ارتباطات متقابل آنچه که برای عاملین در شبکه ضروری است تدوین قواعد «دانش برقراری رابطه» است، چرا که در پرتو آن می توان یک نگرش مبتنی بر تنظیم خود به خودی را میان طرفین ارتباط برقرار کرد و به این طریق فقدان کنترل مرکزی را به نوعی جبران نمود. در این کنترل در عین حال نه حضور فیزیکی مشخص مطرح است و نه فرایند شناختی که قابلیت اطمینان کافی داشته باشد. آداب معاشرت در شبکه همانند برخی از قواعد زندگی روزمره نظامی هنجاری و اخلاقی است.
در حقیقت مجموعه قواعد کم و بیش ثابت و نانوشته است که یقین می کند چه چیزی مناسب است، قواعدی که از کاربردها و عملکردها اخذ شده است.اخلاق و آداب شبکه در برگیرنده مجموعه قواعد کم و بیش آشکار و مشخص پذیرفته شده از سوی اکثریت استفاده کنندگان اینترنت است. این قواعد از سوی شخص یا سازمان مشخصی وضع نشده است بلکه ساخته و پرداخته توده استفاده کنندگانی است که برای خود قواعد رفتار مناسب تعیین کرده اند. بنابر این بر طبق مقتضیات فضای حاکم بر آن شبکه اطلاعاتی خاص و نوع رابطه، برنامه و موضوع هر یک از مسایل اخلاقی در سطوحی مختلف و مشخص ظاهر می شود و عکس العمل های متعددی را از طرف کاربران (مشتریان) و همچنین تولیدکنندگان سایت ها یا شبکه های مرتبط و حتی واسطه ها (توزیع کننده ها) ایجاد می کند.
" موکیش دومین شادینه بیت بُنه وار "
بیت بند سردیارم :
بیت بَندون " بُنه وار" مندیر چپه ای ز گُل بیتاته تا به وِرازنه بیت تیاری نه ز تو وه گُلال شادینه ی بیت
فراخوان دومین جشنواره شعر بُنه وار
جشنواره شعر بُنه وار چشم به راه گلدسته ای از گُلسروده های شماست تاکاکُل جشنواره شعر اش را با آن آذین ببندد.
جهت شرکت دراین جشنواره می توانید سروده های لُری خود را با موضوع آزاد و با زبان مادری حداکثر تا25/11/1387 به نشانی:
اهواز : زیتون کارمندی خیابان فاطمی بین زمزم و زمرد پلاک 115 واحد 11 دبیرخانه جشنواره شعر بُنه وار ارسال فرمایند.
از دو سروده ی ارسالی پس از برگزیدن یکی از آنها خوانده می شود
مندیر برچ زیدن آستاره ی وجودتیم مِنه بُنه وارجایگاه برگزاری
روستای رهدار کیلومتر 27 جاده ی شوشتر - مسجدسلیمان
مجال : آدینه 2 فروردین 1388 ساعت 14
نويسنده: فرشيد خداداديان
انتشارات: نشر آرویج
تاريخ انتشار: 1380
تعداد صفحات: 240
مروری بر کتاب " مسجدسليمان ، نيم قرن چپاول
"اين كتاب مروري است بر وقايع منطقه "مسجد سليمان"، از ابتداي استخراج نفت در ميدان نفتون تا پيروزي انقلاب، كه طي آن، رويدادها و جريانهاي مرتبط با منطقه مذكور در سطح محلي، ملي و بينالمللي بازگو ميشود .مؤلف در مقدمه كتاب تصريح ميكند سعي او بر اين بوده كه "بتواند پرده از چگونگي نفوذ و اعمال سياستهاي استعمارگرانه قدرتهاي صنعتي آن دوره و جنايات بيشماري كه در حق مردم اين سرزمين انجام شده برداشته و در مقابل به معرفي مبارزات آزاداي خواهانه مردم محروم اما بلند همت مسجد سليمان بپردازد كه متاسفانه گاهي نيز با ترفند همان استعمارگران رو در روي برادران خود صفآرايي كردهاند .
كتاب با اين موضوعات تدوين شده است:
- مسجد سليمان كجاست؟
- موقعيت سياسي اقتصادي ايران در دوره قاجار
- قدرتهاي استعماري زمان و مقوله كشف نفت
- 26مه 1908آغاز چپاول
- مسجد سليمان در جنگ جهاني اول (1914)
- مسجد سليمان، جنگ جهاني دوم و رخدادهاي پس از آن (1939)
- شهرسازي و وجه تسميه محلات مسجد سليمان
- اعتصابات ملي شدن صنعت نفت تا كودتاي 28مرداد
در صفحات پاياني کتاب فهرست منابع، عكسهايي از مسجد سليمان ، تصاويري از فعاليتهاي اكتشافي نفت و شخصيتهاي سياسي و مبارزات مردم اين شهر به چاپ رسيده است .







