تبليغاتX
خوربه
شنبه هشتم تیر 1387 ساعت

 

 «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند» به قلم علی یعقوبی نژاد در موضوع های مختلف و مرتبط با نفت به وی‍‍ژه در منطقه عملیاتی مناطق نفتخیز جنوب با هدف نشان دادن گوشه هایی از فرهنگ جامعه نفتی و از آن چه در این سازمان عظیم کشور می گذشت در سال جاری همزمان با بزرگداشت یکصد سالگی نفت منتشر می شود.

نویسنده کتاب «بوی نفت می‌آید! انگلیسیها آمدند!» گفت: این کتاب به تعبیری ادامه کتاب پیشین « رئییس نفت » است که فصل آخر آن با خروج آخرین کارکنان انگلیسی از جزیره آبادان در زمان خلع ید خاتمه پیداکرده بود و با کودتای 28 مرداد به طور مجدد به ایران آمدند ،آغاز می شود.

علی یعقوبی نژاد تصریح کرد: در این کتاب موضوع های مختلف و مرتبط با نفت به وی‍‍ژه در منطقه عملیاتی مناطق نفت خیز جنوب با هدف نمایش ابعادی از فرهنگ جامعه نفتی و از آن چه در این سازمان عظیم کشور می گذشت و غارت اقتصادی وهجوم فرهنگی کنسرسیوم شرکت های نفتی چند ملیتی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 هجری شمسی تا سقوط رژیم شاهنشاهی است.

وی همچنین ادامه داد: در کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» به لزوم خودباوری ملی ودفاع از آرمان ها وارزش های والای حاکم بر جامعه به ویژه به هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که منجر به انهدام بسیاری ار تأسیسات و منابع نفتی ایران در جنوب و پایانه صادراتی جزیره خارگ اشاره هایی شده است.

وی با بیان این که کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» در ده فصل تنظیم شده است، اظهار داشت: اگر چه هر فصل می تواند به طور مجزا اطلاعات خاص خود را برای خواننده داشته باشد، اما در عین حال سعی شده است ارتباط موضوعی فصول کتاب تا حدودی حفظ شود.

وی در باره محتوی فصل های کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» توضیح داد: فصل نخست این کتاب با عنوان « سقوط غم انگیز » چکیده ای از نظرها و مطالب مختلف درباره علل سقوط نهضت ملی دکتر محمد مصدق است؛ فصل دوم کتاب به پدیده توده نفتی و مصطلح شدن این واژه در جامعه نفتی آن زمان می پردازد که در این زمینه تا اندازه ای کالبد شکافی شده است.

وی با بیان این که فصل سوم کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» به واقعیت های اجتماعی و فرهنگی اشاره دارد، اضافه کرد: این فصل کتاب در قلب معرفی دو کارمند سابق شرکت نفت که یکی از آنها جی کاک، رئیس اداره روابط و حفاظت شرکت سابق انگلیس و ایران بود و در جامعه نفت جنوب آن زمان از شهرت ویژه ای برخوردار بود، به بیان واقعیت های اجتماعی و فرهنگی می پردازد.

وی در باره فصل های چهارم و پنجم کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» تشریح کرد: در فصل چهارم نکته هایی در باره چگونگی شکل گیری کنسرسیوم بین المللی نفت و یا هفت خواهران نفتی در ایران مطرح شده است و در فصل پنجم نحوه ترویج و تأسیس شعبه های انجمن « شیرمردان وشیرزنان» با شعار مشکوک انسان دوستی و خدمتگزاری به بشریت که بی ارتباط با فراماسیونری نبود مطالبی درج شده است.

وی با بیان این که در فصل ششم کتاب اشاره کوتاهی به فعالیت رادیو نفت ملی درآبادان و برنامه های آن شده است، ادامه داد: در فصل هفتم کتاب نکته هایی در باره تنوع و نمونه های خانه های سازمانی شرکت نفت در جنوب و اثر آن برکارکنان و فرهنگ سازمانی شرکت تشریح و بررسی شده است.

وی یادآور شد: در فصل هشتم فعالیت های صنعت نفت در جنوب و توسعه تأسیسات صادرات نفت در جزیره خارگ با عنوان و درقالب شخصیت فرحان تفصیل شده است و در فصل نهم با عنوان « دروازهای تمدن بزرگ ایران » به بعضی از فعالیت ها و توسعه تأسیسات نفتی اشاره دارد که شاه به زعم خود برای رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ ایران خیال اندیشی کرده بود و از سقوط این دروازهای خود بزرگ بینی او حکایت دارد.

وی با اشاره به محتوی فصل نهم کتاب « بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!»، بیشترین منافع در ایجاد و توسعه تأسیسات نفتی را نصیب شرکت های خارجی خواند و ادامه داد: برای مثال توسعه و ایجاد بزرگترین اسکله صادرات نفت جهان درخارگ که ظرفیت پهلودهی بزرگترین نفتکش ها را داشت و مجری آن نیز خارجی ها بودند، وسیله ای برای غارت بیشتر نفت و منابع هیدروکربوری مملکت بود؛ به این اسکله در زمان جنگ تحمیلی آسیب های فراوانی وارد شد که هزینه بازسازی آن سرسام آور بود.

وی با تأکید بر این که خارجی ها بیشترین منفعت را از توسعه تأسیسات نفتی ایران کسب می کردند، افزود: ایجاد خط لوله سراسری گاز برای صدور گاز به شوروی سابق آن هم با آن مبلغ ناچیز برای هر فوت مکعب گاز، در واقع باجی بود که به علت عدم استقلال سیاسی مملکت به همسایه شمالی داده می شد؛ کارخانه لوله سازی اهواز را از غرب خریدند و ورق های فولادی تولید لوله را نیز از برزیل و آرژانتین و کشورهای اقمار آمریکا خریداری کردند تا خط لوله گاز شوروی را احداث کنند.

وی با اشاره به این که فصل دهم کتاب «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند» با عنوان «جنگ نفت» است، توضیح داد: فصل آخر این کتاب با مسائل جنگ تحمیلی آغاز شده است که تصویری از مشکلات صدور نفت از جزیره خارگ و بمباران بدون وقفه آن جزیره استراتژیک در طول هشت سال دفاع مقدس است.

وی همچنین در باره کتاب «رئیس نفت» توضیح داد: این کتاب در ده فصل تنظیم شده و شامل مراحل مختلف فعالیت های اکتشاف و تولید نفت در جنوب غربی ایران از زمان کسب نخستین امتیازهای نفتی در سال 1872 میلادی است.

وی ادامه داد: رئیس نفت گذری کوتاه بر تاریخ نفوذ انگلیسی ها در ایران به ویژه در خلیج فارس، کاوش و استخراج نفت تا مراحل احداث نخستین خط لوله نفت، وقایع مرتبط با آبادان و مناطق نفت خیز در طول جنگ بین الملل اول و دوم، ساختار طبقات زیر زمینی از جنبه زمین شناسی، چگونگی ایجاد و تأسیس پالایشگاه آبادان و توسعه مناطق نفت خیز است.

وی افزود: در کتاب رئیس نفت همچنین تشریح نخستین آتش سوزی عمده یکی از چاه های نفت و نحوه مهار و خاموش کردن آن، خروج انگلیسی ها از ایران به هنگام ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 و خلاصه ای از قراردادهای نفتی ایران به همراه اسامی برخی شخصیت ها، کارشناسان شرکت نفت سابق ایران و انگلیس درج شده است.

نویسنده کتاب «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند!» یادآوری کرد: به طور کلی این کتاب مروری کلی بر حوادث و اتفاق های کلیدی در صنعت نفت جنوب از کودتای 28 مرداد 1332 تا ایام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با محوریت موضوع های نفتی است که مؤلف خود از نزدیک شاهد آن بوده است.

علی یعقوبی ن‍‍ژاد متولد سال 1324 اهواز، دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد (MBA) از دانشگاه صنعت نفت با گرایش سازماندهی و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی با گرایش تولید و عملیات از دانشگاه آزاد اسلامی است.

وی دارای 40 سال سابقه کار در بخش های مختلف صنعت نفت در مناطق نفت خیز جنوب است و به طور عمده در اداره کل امور سازمانی و بهره وری مناطق نفت خیز جنوب انجام وظیفه کرده که آخرین سمت وی مدیر آموزش، فنون و تکنولوژی شرکت ملی نفت ایران بوده است.

وی افزون بر تألیف کتاب های «رئیس نفت» و «بوی نفت می آید؛ انگلیسی ها آمدند!» به کار ترجمه نیز می پردازد و دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی و مدرک اطلاع رسانی و کتابداری از دانشگاه تهران است.

یعقوبی نژاد عضو یکی از خانواده های قدیمی نفت است به طوری که پدر بزرگ او نخستین اپراتور خط لوله نفت مسجد سلیمان – آبادان در ناحیه تلمبه خانه بین آب گنجی و اهواز بوده است؛ وی همچنین آرشیو شخصی ارزنده ای از عکس های قدیمی نفت و کتاب های منتشر شده در زمینه نفت دارد.

 

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت

 

آبادان ، قلب تپنده صنعت نفت ايران ، از همان سال هاي آغازين پيدايش نفت ، به سبب حضور گروه هاي مختلف مهندسين ، تكنسين ها وكارگران خارجي كه در صنايع نفتي به كار گمارده شده بودند ، از سال ها قبل از تأسيس و ايجاد سالن هاي رسمي سينما ، شاهد نمايش فيلم هاي صامتي بود كه در مكان هاي پراكنده مثل توقفگاه هاي اتومبيل و باغ ها با قيمت نازل براي مردم برگزار مي شد و نيز كارمندان انگليسي شركت نفت آن زمان ،‌ گهگاه با خودروهاي سيار در گوشه و كنار شهر مستقر مي شدند و به نمايش فيلم هاي كوتاه بهداشتي و تبليغاتي مي پرداختند . در آبادان عمر سينما تقريباً برابر عمر پالايشگاه عظيم نفت (1287) است .

به موازات گسترش تأسيسات صنعت نفت و همگام با آن گسترش شهر و افزايش جمعيت ، در كمتر از 65 سال ، آبادان با داشتن 13 سالن سينماي عمومي و بيش از 6 سينما متعلق به شركت ملي نفت ايران ، داراي بيشترين سالن هاي سينما در استان خوزستان و به احتمال زياد بين شهرهاي ايران – بعد از تهران – شد كه البته با گذشت زمان از شمار اين سينماها كاسته شد . همزمان با شروع پروژه ساختماني پالايشگاه نفت ، انگليسي ها محلي براي نمايش فيلم احداث كردند و با دستگاه آپاراتي كه از انگلستان آورده بودند ، تقريباً به طور منظم به نمايش فيلم هايي به زبان اصلي پرداختند .
از اولين سالن نمايش ، نه فقط مردم شهر بلكه كارگران ايراني و هندي شركت نيز حق استفاده نداشتند ، البته انگليسي ها گهگاه در مناطق مختلف شهر با آپارات سيار فيلم هاي خبري بهداشتي و تبليغاتي به زبان اصلي نمايش مي دادند كه اگر چه مردم چيزي از فيلم ها دستگيرشان نمي شد ولي به محل نمايش هجوم مي بردند . اين سينماي سيار معمولاً در محل قرنطينه (محل سابق اداره بهداشت در كنار اروند رود) و حياط دبيرستان رازي تشكيل مي شد .
با پايان يافتن كارهاي ساختماني پالايشگاه و نزديك شدن زمان بهره برداري،انگليسي ها در كنار ساير امكانات و تسهيلات رفاهي نظير خانه هاي مجلل و مشجر ، بيمارستانها ، فروشگاه هاي بزرگ ، باشگاه هاي قايق راني ، اسب دواني ، گلف و استخر، در محل نزديك منازل سازماني رؤسا و كارمندان عالي رتبه شركت باشگاهي ورزشي و تفريحي به نام «جيم خانه» ساختند كه مدت ها در آنجا فيلم نمايش مي دادند . پيش از جنگ جهاني دوم ، در شرق آبادان ، در نزديكي محله بوارده جنوبي ، سينماي مجللي با آجر نسوز قرمز رنگ (موسوم به آجر لندني) ساخته شده بود كه در سال 1323 با نام سينما تاج افتتاح شد و محل اجراي نمايش و كنسرت هاي بزرگ نيز بود .
سينما تاج با 1178 نفر گنجايش ، تا مدت هاي طولاني فقط در انحصار رؤسا و كاركنان شركت قرار داشت . با گسترش پالايشگاه ، براي كارمندان و كارگران ايراني و هندي شركت نيز چند سالن سينما تأسيس گرديد . سينماي باشگاه نفت آبادان با دو سالن در منطقه بهمنشير ساخته شد . سالن زمستاني 700 نفر و محوطة تابستاني آن 1500 نفر گنجايش داشت و ويژة استفاده كارگران شركت نفت و اعضاي خانوادة آنان بود .
سينماي باشگاه گلستان نيز با 200 نفر گنجايش در منطقه بريم و سينماي تابستاني بريم (انكس) با 1000 نفر گنجايش براي استفاده كارمندان شركت نفت و اعضاي خانواده آنان (كه عضو باشگاه بودند) تأسيس شده بود . سينماي باشگاه نفت پيروز با 700- 600 نفر گنجايش آخرين سينماي شركتي بود كه ويژه كارگران ساخته شد و سالن نمايش دانشكده نفت نيز متعلق به شركت نفت بود كه در آنجا بيشتر فيلم هاي علمي – آموزشي نمايش داده مي شد .
شركت نفت آن زمان ، براي تهيه فيلم ، به طور مستقيم با كمپاني هاي مشهور فيلم سازي مانند «متروگلدوين ماير» ،‌ «كلمبيا» ، «فوكس قرن بيستم» ، «يونايتد آرتيستز» و«والت ديسني» قرارداد بسته بود . به همين سبب برخي از فيلم هايي كه در سينماهاي لندن به نمايش درمي آمد ، گاهي همزمان در سينما تاج و ساير سينماهاي كارمندي و كارگري شركت نفت نيز نمايش داده مي شد . اولين سينماي متعلق به بخش خصوصي كه عموم مردم مي توانستند از آن استفاده كنند در سال 1310 با نام «سينما شيرين» ساخته شد . اين سينما به عنوان تنها سينماي غيردولتي آبادان در آن زمان ، سينماي مجهزي با دو طبقه سرپوشيده و يك سالن نمايش تابستاني بود ، بعد از جنگ جهاني دوم ، با افزون دو طبقة ديگر به ساختمان آن ، تبديل به بزرگ ترين سينماي خوزستان – و بلكه ايران – شد .
پس از انقلاب فقط چند سالن سينماي محدود– به تعداد 6 سالن – فعال بودند كه با شروع جنگ تحميلي عراق ، همه سينماهاي آبادان تعطيل شدند و همگي نيز در طول جنگ آسيب ديدند و تعدادي نيز به كلي ويران شدند . سينماهايي كه در سالهاي اخير در آبادان بازگشايي شده عبارتند از سينما نفت(تاج)، سينما ايران، سينما آبادان، سينما پيروز ، سينماي تابستاني بريم، سينماي تابستاني باشگاه آبادان. ضمناً اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آبادان نيز در تالار مهر ، سالن سينماي مجهزي را آماده كرده است كه بهره برداري از آن تقريباً شروع شده است .

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت

 

با ورود صنعت نفت به سرزمين پارسوماش ، مناسبات اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي خاصي شكل گرفت و از اين رهگذر بسياري از امكانات و پديده هاي علمي ، فرهنگي ، ورزشي و اقتصادي براي اولين بار به اين منطقه وارد شد  و به همين دليل ، مسجدسليمان را شهر اولين ها ناميده اند .

تا كنون از اولين هاي زيادي سخن گفته شده ولي هنوز ناگفته هاي بسياري هست كه نياز به بررسي و تحقيق دقيق تري دارد .

بعنوان مثال اولين زني كه در منطقه مسجدسليمان به استخدام شركت نفت درآمد كه بود ؟

قبل از پاسخ به اين پرسش ، بازخواني مناسبات اجتماعي آن روزگاران اجتناب ناپذير است .

اصولاً بختياري ها بعنوان ساكنان بومي منطقه مسجدسليمان بدلايل فرهنگي به دختران خود اجازه كار در شركت را نمي دادند .

تعصبات و ملاحظات قومي وايلي ، بي سوادي گسترده و بويژه جايگاه ونقش زنان در اقتصاد عشايري از عوامل مهمي بود كه بختياري ها رغبتي به گسيل دختران خود به عرصه صنعت نوپاي نفت در منطقه نشان نمي دادند .

اين مسئله شايد يكي از مشكلات اساسي كاشفان نفت بودو به همين سبب مجبور شدند دربخشي از مشاغل خود كه لزوماً مي بايست از خانم ها استفاده نمايند ، از وجود مردان بهره  مي بردند كه اين امر طبيعتاً بر كيفيت و بهره وري در كار اثرگذار بود .

اين موضوع ، زمينه هاي لازم براي ورود زنان غير بومي را به صنعت نفت مسجدسليمان فراهم نمود .

اين وضعيت تا سال 1332 ادامه داشت ، تا اينكه در سال 1332هجري شمسي خانم استيفن كه يك زن ايراني / ارمني بود به عنوان ماشين نويس به استخدام شركت نفت مناطق نفتخيزمسجدسليمان درآمد . وي اولين زني بود كه در اين منطقه به استخدام رسمي شركت نفت درآمد .

خانم استيفن پس از چندسال كار در شركت نفت با موسيو زوندل فرانسوي كه رئيس بخش مطالعات زمين شناسي مناطق نفتخيز مسجدسليمان بود ازدواج كرد .

خانم استيفن دربخش ارمني نشين نمره 40 مسجدسليمان سكونت داشت .

وي پس از 23 سال كار در سال 1355 با گريد 9 بازنشسته شد .

درسال 1339 نيز اولين زن متخصص در رشته هاي فني بنام خانم غفاري به استخدام شركت نفت مسجدسليمان درآمد و بعنوان مهندس شيمي در آزمايشگاه شيمي مسجدسليمان  مشغول بكار شد .

خانم غفاري كه از زنان غيربومي بود داراي مهندسي شيمي بود و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بازنشسته شد .  

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت
نفت نیوز: مرجان طباطبائی خبرنگار خبرگزاری برنا

نفت ايران ساعت چهار بامداد 5 خرداد 1908 وارد يکصدسالگي شد.
مردان نفتي اما يک روز زودتر به پيشواز رفتند براي پاسداشت صدسالگي نفت کشور.
چهره اي فرتوت و پير،خانه هايي متروکه، بومياني از جنس تلاش و استقامت اما خسته، بوي نفت و گاز؛ اين سيمايي از زادگاه نفت ايران، مسجد سليمان است.
همگان در منطقه اي حاضر شدند که نخستين چاه نفت خاور ميانه موسوم به چاه شماره يک توسط "ويليام دارسي" به نفت رسيد؛ اين تاريخ سرآغازي براي فعاليت صنعت نفت ايران و اين چاه، تاريخي براي کل خاور ميانه است.
مديران نفتي ديروز به زادگاه نفت رفتند.
اهالي زادگاه همگي از همان ساعات اوليه صبح به جنب و جوش افتادند؛چه آن که پس از سال ها حضور مسوولان ارشد را در جمع خود شاهد بودند؛ آن هم به برکت تولد صدساله گي طلاي سياهي که فقط سياهيش عايدشان شده است.
اين حضور، اما رنگ و بويي به سيماي فقير و محروم شهر نبخشيد.
ديروز روز وعده هاي رنگين مسوولان براي مردم مسجد سليمان بود؛ اگر چه اين وعده ها هم سيماي فقير شهر را رنگين نکرد.
وزير نفت از اشتغالزايي در مسجد سليمان سخن گفت.
نوذري گفت:مردم بايد در شهر بمانند؛ چون نفت مي خواهد در اينجا بماند.
وي تاکيد کرد که مسجد سليمان بايد رونق گذشته را پيدا کند.
گفت:تخليه کردن و رها کردن مسجد سليمان شايسته اين کشور نيست.
هم اکنون نسبت دختران به پسران در مسجد سليمان 3 به 1 است؛چه آنکه پسران براي رسيدن به رفاه حداقلي شهر را ترک گفته اند.
جمعيت براي رسيدن به وزير نفت دست و پا مي شکستند تا برسند و درد و دلي صدساله را به گوش يکي از مسوولان برسانند.
اعلام وعده ها هم چنان ادامه دارد.... و ازدحام مردم زادگاه نفت براي مطالباتشان دوچندان. افتتاح 59 پروژه خدماتي،زيست محيطي ، راهسازي، فرهنگي،ورزشي با هزينه 250 ميليارد توماني.
جابجايي خانوارهايي که روي خط نشتي گاز قرار دارند با اعتبار 120 ميليارد تومان.
انگار همگي فرياد نجات از فقر را مي زدند.
پيرزنان و پيرمردان با چهره هايي شکسته و خسته از ساليان سخت زندگي درميان خيل جمعيت بارها به زمين مي افتند و به سختي برمي خيزند تا برسند و مطالباتشان را مطرح کنند.
"ما به دنبال نام نيستيم؛ به دنبال کار هستيم."
نوذري اين را مي گويد و با حوصله،زماني طولاني را به شنيدن مطالبات يکايکشان اختصاص مي دهد.
مطالباتي از جنس اشتغال، از جنس خورد و خوراک، از جنس گاز، پول، از جنس رهايي، از جنس ...
کاغذهاي سفيد دردستان خسته و چروک و سوخته از آفتاب شهر سوخته ي مسجد سليمان خودنمايي مي کند.
کاغذهاي ما هم به مدد بوميان زادگاه نفت مي رود. حتي دستان ما تا شايد سهيم شويم در حل مشکلي.
امام جمعه مسجد سليمان هم به ياري مردمانش آمد و گفت: شايد اگر اين شهر درجاي ديگري بود صدمين سال جشن نفت با عظمت تر، برگزار مي شد. نه به اين شکل درون گروهي و درون سازماني.
گلايه مي کند و مي گويد: شيريني اين جشن را بايد همه ايران مي چشيدند.
آرزو کرد در شهري چون ساري امام جمعه بود با جاده اي زيبا، کتابخانه ، بيمارستان، مدرسه، امکانات تفريحي و رفاهي تا شرمنده مردمانش نباشد.
گفت: سخت است آدم را متصل به امام جمعه کنند و رنج مردم را شاهد باشد.
ديروز کلنگ احداث يک بيمارستان هم به زمين زده شد؛البته با 4سال تاخير و به گفته يکي از بوميان اين شهر در منطقه اي ممنوعه و آلوده
مسجد سليمان با يکصد سال قدمت اکتشاف و توليد نفت خام آئينه تمام نمايي از تأسيسات نفتي قديمي را در خود جاي داده است.
همان يادگار انگليسي ها:
کارخانه گوگردسازي با 70 سال قدمت، پالايشگاه تقطير بي بي يان که امروز از نقاط آلوده مسجد سليمان است و آلودگيش جان هاي زيادي را مي گيرد.
کارخانه برق تمبي با عنوان اولين نيروگاه برق آبي خاور ميانه
مردان نفتي هم از اين همه زيبايي به شگفت آمدند.
اگر چه تولد يکصدمين سالگي نفت شيرين نبود؛ اما وعده هاي شيرين مردمانش را اميدوارتر کرد براي ادامه راه....

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت

شور انگيزترين شكوفه ها

 در روياي سركش خورشيد

  زخم ساليان ما را

 در سبدي به وسعت زمان

  و به پهناي باورمان

 در دشت آسمان خيال

 پرواز ميدهد. 

ستارگان ، چادر شب را

 به انتظار تو

 در لفافي از مخمل سياه

  پيچانده اند.

 و اينك ، تويي

كه بر انگاره سياه شب

  سپيده را فرياد ميكني.

اي يار ، اي هميشه سبز

 خواب را بيدار كن

  كه كوچ در انتظار ماست.

 

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت
كشف نفت در مسجد سليمان در واقع آغاز انقلاب صنعتي در ايران و خاور ميانه بود. با حفر اولين چاه نفت ضرورت احداث خطوط لوله براي رساندن نفت به مناطق هدف محسوس شد.
كارشناسي به نام چارلزريش در سال 1909 مسئوليت تعيين مسير و احداث خط لوله از مسجد سليمان به سواحل خليج فارس را عهده دار گرديد او كه تجربه احداث خط لوله در برمه را داشت بدون شك مناسب ترين گزينه براي اين امر بود، مهندس جواني ، چارلز ريش را همراهي مي كرد كه جيمسون نام داشت.  او نيز در كار خود خبره بود پس ازعلامت گذاري و تعيين مسير ، لوله هاي نفت كه به صورت پيچي بودند با دوبه هاي باري تا در خزينه حمل و از آنجا با سختي و مرارت خط لوله نفت شاخه شاخه روي يكديگرپيچ مي شدند و با كمترين امكانات اما با تلاش كارگران ايراني و پشتكار فراوان و سختكوشي جوانان بختياري ، كوه تپه هاي منطقه را طي نمودند.

عمليات احداث خط لوله نفت تا سال 1911 ميلادي طول كشيد . قطر اين لوله بين چهار تا شش اينچ بود و طول آن 240 كيلومتر تخمين زده شد. روي اين خط تلمبه خانه هايي نيز در مناطق تمبي ، ملاثاني،كوت عبداله و دارخوين احداث شده بود تا نفت با فشار تلمبه اين مسير را طي نمايد.

لوله انتقال نفت مسجد سليمان با طرح چارلز ريش و جيمسون از سال 1909 تا 1911 كشيده شد.ريش مدتي پس از آن از مرض سرخك مرد و دست سرنوشت جيمسون جوان را  36 سال ديگر در ايران نگاه داشت تا به نام ( مستر ج.ج )در بين كاركنان قديمي مسجد سليمان مشهور شود.

پالايشگاه بي بيان

بهره برداري از نفت در مسجد سليمان خيلي زود لزوم پالايش اين منبع خداداي را بركاشفان نفتي نمودار ساخت و بدين ترتيب قبل از پالايشگاه مشهور در آبادان سنگ بناي اولين پالايشگاه نفتي خاورميانه در مسجد سليمان به فاصله كمي پس از كشف نفت در آن گذارده شد. نفت مسجد سليمان خصوصيات خاص خود را داشت و علاوه بر آب ،گازهيدرو‍ژن سولفوره نيز همراه اين نفت بود به اين خاطر واحدهاي پالايش نفت ،توليد گازوييل ، واحد جذب آب و كارخانه گوگرد سازي به صورت سري و در كنار هم و با تفاوتهاي زماني چند ده ساله ايجاد شد.
درهمان زمان به دنبال ايجاد اين پالايشگاه ، كارخانه تقطير نفت و نيروگاه برق تمبي نيز احداث شدند.

چاه شماره3

حفاري در مسجد سليمان هميشه موفقيت آميز نبود . در سال 1909 چاه شماره 3 مسجد سليمان موسوم به F3 حفاري شد و قبل ازتكميل عمليات لوله گذاري و در حين راندن لوله جداره( كيسينگ) 10 اينچ چاه فوران كرد و به دليل نبود تكنولو‍ژي ، كنترل چاه از دست كاشفان خارج شد و تلاش گرديد با حفر يك چاه انحرافي چاه كنترل شود اما باز هم نتيجه اي حاصل نشد.

راه آهن

شركت نفت در مسجد سليمان علاوه بر ايجاد راه هاي آسفالته و شوسه اقدام مهم ديگري نيز انجام داد و آن احداث راه آهن از مسجد سليمان تا لنگرگاه در خزينه بود كه هنوز آثاري از پلها و ريلهاي اين خط باقي مانده است .
شركت درسال 1923 ميلادي برابر با 1302 خورشيدي اين خط را احداث كرد و 75 كيلومتر فاصله مسجد سليمان تا در خزينه را ريل گذاري نمود و دو دستگاه قطار مجهز به واگن هاي حمل بار را در اين خط به حركت در آورد.
درداخل شهر نيز اين خط از تمبي تا چشمه علي ادامه داشت . ابزار آلات و تجهيزات مورد نياز  كه از طريق خليج فارس و رودخانه كارون در لنگرگاه درخزينه تخليه مي شدند و به وسيله قطار به مسجد سليمان مي رسيدند .

 

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت

دوران قاجار را عصر امتيازات مي نامند، دوراني كه پادشاهان ضعيف النفس قجر بر اي تامين هزينه مسافرت هاي فرنگ خود خاك و آب و منابع اين سرزمين را به حراج گذاشتند تا از عوايد ناشي از آن خزانه هميشه خالي خود را سروساماني دهند.

داستان چندين بار گفته شده ي چگونگي تشويق ويليام ناكس دارسي به اخذ امتياز نفت از ايران و حفاري هاي نافرجام رينولدز در نقاط مختلف را بارها شنيده ايم.

قرارداد نفت بين دارسي و دولت ايران در سال 1901 ميلادي منعقد شد.طبق اين قرارداد صاحب امتياز به مدت شصت سال مجاز به كشف ، بهره برداري و صدور نفت بود و منطقه عملياتي آن نيز 480 هزار مايل مربع بود وحق استثنايي هم بر اي ايجاد خطوط لوله وجود داشت . حق الامتياز قابل پرداخت به دولت ايران 16 درصد سود خالص منظور گرديده و صاحب امتياز براي اجراي كار مجاز گرديد شركتي تاسيس نمايد.

بدين ترتيب اين نخستين امتيازنفتي بود كه بين ايران و يك سرمايه گذار خارجي منعقد شد و با توجه به موقعيت جغرافيايي مناطق تحت امتياز نيز ، ويژگيهاي خود را داشت.
دارسي كه در تمام طول عمر خود پا به منطقه امتيازش نگذاشته بود  ازپرتو اين امتياز به سرمايه داري بزرگتر از آنچه بود، مبدل گشت.

عمليات اكتشاف نفت از سواحل خليج فارس آغاز شد تا قصر شيرين و نقاط مرزي كنوني ايران با عراق ادامه يافت و هفت سال پس از انعقاد قرارداد به ناحيه مسجد سليمان رسيد.

در روزگاري كه امكانات و تجهيزاتي به نام ژئو فيزيك وجود نداشت، تنها گزارشهاي زمين شناسي قبلي و چشمان با تجربه و تيز بين رينولدز و حفاران او بود كه از رنگ و خاك و بوي محيط و آثار احتمالي نشت گاز محلهاي حفاري را مشخص مي نمود.

مسجد سليمان در آن روزگاران داراي طبيعتي بكر بود و قشلاق عشايربختياري محسوب مي شد. البته از دير باز شواهدي نيز از چشمه هاي خود جوش نفت و قير و تصاعد گاز در اين منطقه ديده شده بود .

كما اينكه سالها قبل از انعقاد قرارداد دارسي نيز زمين شناسي به نام لفتوس كه از جنوب غرب ايران بازديد كرده بود از نواحي كوهپايه اي اطراف شوشتر در جنوب غرب ايران ياد نموده بود كه داراي چشمه هاي قير و گاز طبيعي بودند.

علاوه برآن ژاك دومورگان فرانسوي نيز در گزارشهاي خود در 1892 مشاهدات خود را از رگه هاي قصر شيرين و جنوب غرب ايران در يكي از نشريات پاريس منتشر كرد و شايد اگر بارون جوليوس رويتر كه در 1872 امتياز بهره برداري از معادن ايران را كسب نموده بود و يا شركت هوتس كه امتياز نفت دالكي در حوالي بوشهر را دوازده سال بعد از آن اخذ كرد و هر دو ناكام از كشف نفت شده بودند از مسجد سليمان اطلاع داشتند نفت ايران بسيار زودتر از 1908 كشف مي شد.
در هر صورت بر اساس گمانه زني هايي مبني بر  وجود منابع نفتي در مسجد سليمان ، دكل حفاري رينولدز و همكاران او را به مسجد سليمان كشانيد  و سرانجام چاه شماره يك مسجد سليمان در عمق 380 متري در 26 مي 1908 بر ابر با 5 خرداد 1287 به بهره برداري رسيد و صنعت نفت در ايران و خاورميانه بدين سان متولد شد.

ادامه دارد...

 
نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت
 

در شمال استان خوزستان سرزميني كوهپايه اي وجود دارد كه در طول تاريخ اسامي متفاوتي داشته است و اكنون مسجد سليمان ناميده مي شود.

اين شهرستان در طول 49 درجه و عرض 31 درجه جغرافيايي قراردارد و 260 متر بالاتر ازسطح درياست و اين شهر از شمال به رود كارون ،از شرق به ايذه و از جنوب به اهواز و از سمت غرب به شوشتر محدود مي شود، مساحت آن 7200 كيلومتر مربع و داراي آب و هوايي كوهستاني است.

باستان شناسان و مستشرقين و كارشناسان تاريخ باستان به واسطه شواهد و آثار موجود مسجدسليمان را همان پارسوماش باستاني مي نامند.


شهري كه اقوام پارسي در سده هفتم قبل از ميلاد در مسير مهاجرت خود از پارسوا به پارسارگاد در كوهپايه هاي زاگرس بنا كردند و آثار باستاني موجود نيز مويد اين قدمت است.


قدمت تاريخي كه براي مسجد سليمان تخمين زده مي شود از زمان پارسوماش در سده هفتم پيش از ميلاد است و آثار باستاني موجود در منطقه نيز اين قدمت را تاييد مي كند.


درخصوص پارسوماش ذكر اين نكته ضروري است كه پارسيان پس از استقرار در ايران مدتها در كنار اقوام ماد در جنوب درياچه اروميه كنوني درمحلي به نام "پارسوا" روزگار مي گذراندند و پس از چندي براثر حملات پي در پي اقوام آشور و اوراتو كه هم مرز با ايشان بودند مجبور به مهاجرت شدند.

آثار ، بناهاي باستاني و وجهه تسميه مسجد سليمان

مسجد سليمان و حومه از نظر كثرت آثار باستاني و بناهاي تاريخي بهشت باستان شناسي جنوب غرب ايران ناميده مي شود چرا كه در كوهپايه هاي حومه و حتي مركز شهركثرت اين آثار به چشم مي خورد.

مشهورترين اين آثار آتشكده اي است باستاني در قلب شهرستان مسجد سليمان كه آن را به نام سرمسجد مي شناسند. بنايي كه شهر نيز وجهه تسميه خود را از آن دارد.

آتشكده سرمسجد بنايي است به يادگار مانده از پارسوماش باستان كه ذكر آن قبلا رفت سوختش احتمالا از گاز طبيعي تامين مي شده كه از خلل و فرج زمين متصاعد مي شده است.
بدين ترتيب آتشكده پارسوماش كه در باور مذهبي مردم به مسجد حضرت سليمان تغيير نام يافت و بدين سان مسجد سليمان نامگذاري شد.

استفاده از نام حضرت سليمان براي بناهاي باستاني محدود به مسجد سليمان نيست كما اينكه ما در آذربايجان بناي باستاني ديگري داريم كه تخت سليمان ناميده مي شود.      ( نمايي از آتشكده سرمسجد)

شهراستخر در فارس را نيز كه همان ناحيه تخت جمشيد كنوني و مرودشت است مسجد سليمان مي نامند.
از مهمترين آثار باستاني مسجد سليمان به شرح زير است:

برد نشانده:
بنايي در مسير مسجد سليمان به طرف سد شهيد عباسپور كه علاوه بر قدمتي معادل آتشكده سرمسجد در دوره هاي بعد و خصوصا در دوره پارتي نيز بسيار مورد استفاده بوده و كشفيات فراواني از اين دوران در منطقه به دست آمده است.

تپه نمره 2:
اين تپه در مركز شهرقرار گرفته كه سكه هاي پارتي در آنجا كشف گرديد و گوياي قدمت باستاني آن است.

تپه كلگه:
يا تپه كل زرين كه مجسمه اي از يك كل (بز) از جنس طلا از آنجا يافت شده و به مرور ايام كل زرين به كلگه زري و كلگه (كل گاه = محل كل ) تغيير نام داده است.
آثار باستاني مسجد سليمان بسيار زياد بوده و برخي نيز هنوز گمانه زني و حفاري نشده اند اما به هر حال مجموعه اين آثار بيانگر پيشينه تاريخي و قدمت باستاني مسجد سليمان هستند و در اين زمينه چه شاهدي بهتر از خود نام مسجد سليمان مي باشد.
ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت
 توسعه مسجد سلیمان از جمله برنامه های راهبردی وزارت نفت است

وزیر نفت گفت: برنامه راهبردی صنعت نفت بر توسعه فرصت های تولید انرژی در کشور متمرکز شده و توسعه محدوده شهر مسجد سلیمان و شهرستان های اطراف آن از جمله این برنامه هاست.


اشتراک رایگان گاز برای 20 هزار خانوار در مسجد سلیمان

وزیر نفت در مراسم گشایش پالایشگاه گاز مسجد سلیمان با پیشنهاد مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران مبنی بر اشتراک پذیری 20 هزار مشترک به طور رایگان تا پایان سال 1388 در مسجد سلیمان موافقت کرد.


همزمان با صدمین سال تولید نفت در ایران:

پالایشگاه گاز مسجدسلیمان به طور رسمی افتتاح شد.

وزیر نفت با حضور در اتاق کنترل ، پالایشگاه گاز مسجدسلیمان را به طور رسمی افتتاح کرد.


با حضور وزیر نفت:

همزمان با یکصد سالگی صنعت نفت ایران روز شنبه (4 خرداد )، فاز نخست پارک موزه صنعت نفت ایران در مسجدسلیمان زادگاه نفت خاورمیانه افتتاح شد.


کلنگ زنی عملیات اجرایی بیمارستان نفت مسجدسلیمان توسط وزير نفت:

همزمان با یکصدسالگی صنعت ایران، کلنگ عملیات اجرایی بیمارستان 32 تختخوابی نفت مسجدسلیمان صبح امروز شنبه (4 خرداد) با حضور مهندس غلامحسین نوذری، به زمین زده شد.

 

نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت

 

اسماعیل آزادی(http://partiana.blogfa.com/ ):

 

 درآستانه سدمین سالگرد کشف نفت در ایران قرار داریم.

شعر گونه ذیل به همین مناسبت از سوی اسماعیل آزادی سروده شده که

در آخرین شماره فصلنامه مهندس مشاور به چاپ رسیده است.

 آن را تقدیم نموده به:

 

 دکتر محمد مصدق بزرگمرد تاریخ معاصر و

 رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران و

 همچنین مردم خونگرم مسجد سلیمان که

روزگاری مدرن ترین شهر ایران بود و

امروزدر زمره شهر های محروم .

 

شعر را در ادامه مطلب بخوانید....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد داودی | لینک ثابت | موضوع: